خانواده و دختر مسافر #اسنپ (#پویه_نوریان) را آوردهاند کنار راننده اسنپ (سعید عابد) تا از سعید عابد عذرخواهی کند! و به دوربین لبخند بزند.
سعید عابد هم قرآن، مفاتیح، نهجالبلاغه، صحیفه سجادیه و... به او هدیه داد.
چهرهی مادر پویه در این تصویر و تصاویر نمادهای رژیم سرکوبگر، حرفها دارد...
نطرتان در مورد رفتار حکومت در این مورد چیست؟ شما در ابن تصویر چه میبینید؟
مرتبط:
حجاب چگونه به یک اجبار تبدیل شد؟
https://bit.ly/2v05zE0زندگی نه با دروغ
http://bit.ly/1Osl7SE#حجاب_اجباری
@Tavaana_TavaanaTech
قیاس حالت چهره پدر و مادر پویه در این تصویر نیز میتواند مبین نکاتی باشد: پدر در مقایسه با مادر با رضایت مندی بیشتر و اشکارتری حضور دارد (حتی اگر این رضایت تظاهر و غیرواقعی باشد) به گونه ای که توانسته لبخند بزند و به لنز دوربین مستقیما نگاه کند! اگر این رضایت حقیقی باشد که بحث راه جدایی در پی خواهد گرفت اما در صورتیکه این رضایت کاملا ظاهری باشد نیز سوال اینجاست که پدر به چه دلایلی قدرت چنین تظاهری را در ان لحظه به دست اورده!!!
مادر اما قدرت تظاهر کردن نیز ندارد: تو گویی این زن با نگاه خیره اش به کف, چهره کاملا فاقد لبخندش, ظاهر تمام سیاه پوشش (او حتی دستکش سیاه پوشیده) و البته حالت گره شدن دستانش به هم تصویری از اعتراض خاموش زنان به تحقیری ست که همواره به نام دین, قانون, مصلحت و ... بدانها روا داشته شده; این اعتراض هرچند با کشانده شدن او و خانواده اش جلو دوربین به نوعی تقلیل داده شده و حتی مورد هتک حرمت و تمسخر قرار گرفته اما هرگز نمیتواند سراسر سرکوب و خاموش شود کما اینکه در تصویر مذکور نیز چنین نشده. مادر پویه با نگاه, چهره, پوشش تمام مشکی عزاگونه و ژست ایستادنش, برخلاف پدر و حالت و نگاه و لبخند او, اعتراض و ناخشنودی اش را ثبت کرده هرچند که مکان ایستادنش در عکس همچنان به در حاشیه رانده شدنش کمک میکند اما او و اعتراضش انجاست و در معرض دید مخاطب اگاه حتی اگر به اجبار به حاشیه رانده شده باشد, حتی اگر به اجبار در ان لحظه و طی ان رویداد "در انجا باشد": به هر روی او با همه اعتراض خاموش شده اما هرگز به تمامی حذف نشده اش انجاست.