■همپوشانیگرایی (Shared information bias) نوعی سوگیری شناختی است که اعضای جمع تمایل دارند بیشتر درباره موضوعاتی که برای همه آشناست گفتگو کنند و کمتر برای موضوعاتی وقت صرف کنند که برخی اعضا از آن آگاهی ندارند. به زبان ساده، همپوشانیگرایی گرایش به صحبت درباره اطلاعات مشترک جمع است.
□همپوشانیگرایی میتواند پیامدهای زیانباری در تصمیمگیریهای گروهی داشته باشد. وقتی اعضای جمع اطلاعاتی را که بقیه ندارند به اشتراک نمیگذارند، نمیتوان انتظار داشت تصمیمات کاملاً آگاهانه اخذ شوند. بگذارید با یک مثال فرضی قضیه را روشن کنم.
●شاهرخ و دوستانش تصمیم میگیرند پس از اتمام کار بروند سینما. موعدش که فرا میرسد قرار میشود جمع تصمیم بگیرد چه فیلمی تماشا کنند. همه خستهاند و هر چه تصمیمگیری به درازا بینجامد زمان نیز از دست میرود. یکی فیلمی را پیشنهاد میکند و بیشتر جمع موافقت خودشان را اعلام میکنند. شاهرخ قبلا آن فیلم را دیده است و به نظرش فیلم بدردنخوری است. برخیها در این مرحله نظرشان را آشکارا اعلام میکنند. شاهرخ ترجیح میدهد به خاطر جمع چیزی نگوید. دلیل این امر گیرافتادن در دام همپوشانیگرایی است.
○در مثال بالا هیچگاه جواب درست و قطعی برای اینکه چه فیلمی را تماشا کنیم وجود ندارد. بحثِ سلیقه است. وقتی پای توافق جمع در میان باشد احتمال همپوشانیگرایی بالاتر میرود.
■گارولد استاسر، استاد روانشناسی دانشگاه میامی در اوهایو، و ویلیام تایتِس، استاد روانشناسی دانشگاه فنی آرکانزاس، در پژوهشی مشترک در سال ۱۹۸۵ نشان دادند که افراد وقتی در یک گروه قرار میگیرند بیشتر تمایل دارند در گفتگو همپوشانی کنند با اینکه طبیعتاً گفتگو درباره اطلاعاتی که دیگران از آن بیخبرند روشنگرتر است. همپوشانیگرایی زمانی که قرار است جمع درباره موضوعی قضاوت کند و به توافق نهایی برسد شدت میگیرد. یک دلیل میتواند محدودیت زمان باشد. فرد ترجیح میدهد ساز مخالف نزند تا قضیه سریعتر جمع شود. برعکس اگر تمرکز جمع رسیدن به بهترین تصمیم ممکن و محدویت زمانی کمتر باشد، هر کس راحتتر نظرش را بیان میکند.
□تصمیمگیری جمعی دشواریهای خاص خود را دارد. دلیل عمده دیگری که باعث همپوشانیگرایی میشود اضطراب ناشی از بیان نظر متفاوت در جمع است. بیشتر افراد از اینکه مخالف جمع شناخته شوند بیزارند. به علاوه حرف زدن در جمع عدهای را سراسیمه میکند. اعضای یک جمع به شهرتشان در میان دیگران اهمیت میدهند و دوست ندارند به آبروشان لطمهای وارد شود. وانگهی آنها گمان میکنند با بیان نظر مخالف ممکن است پیوندهای عاطفیشان با دیگران در خطر قرار بگیرد. در نتیجه اطلاعاتشان را گزینشی با دیگر اعضای جمع در میان میگذارند.
●تحقیقات متعددی نشان میدهند که هر چه اعضای یک جمع اطلاعات بیشتری را با دیگران در میان بگذارند تصمیمات گروهی بهتر و موفقتری اخذ میشود. راهکارهای مهمی که به این امر کمک میکند عبارتند از اختصاص زمان بیشتر به بحث و گفتگو درباره تصمیم جمعی، اجتناب از بحثهای کلی، اهمیت دادن به تنوع نظرات و گفتگو درباره موضوعات جدید برای اجتناب از تکرار.
○با به کارگیری این راهکارها و با تمرین بردباری در برابر نظرات مخالف و منتقد میتوان امیدوار بود فرد دیگر مجبور نباشد برای رسوا نشدن همیشه همرنگ جماعت باشد. گوناگونی رنگها به زیبایی گروه میافزاید.
۲. پارادوکس ابیلین
■پارادوکس ابیلین، پارادوکسی است که در آن، مجموعهای از مردم به شکل گروهی، تصمیم به انجام کاری میگیرند؛ در حالیکه هر کدام به تنهایی، با انجام آن کار مخالفاند. این اتفاق زمانی روی میدهد که هر کدام از اعضایِ آن گروه، به اشتباه فکر میکند که تصمیم شخصیِ او، در تعارض با خواستِ جمعی است و بنابراین باید از ارائهٔ نظر خود، خودداری کند.
□پارادوکس ابیلین، توسط استاد مدیریتِ دانشگاه جرج واشینگتن، جری هاروی در مقالهای با عنوانِ پارادوکس ابیلین و تأملات دیگر در مدیریت معرفی شد. نام این پدیده، از حکایتِ کوتاهی برگرفته شده که هاروی از آن، برای معرفی پارادوکس استفاده کردهاست:
●در یک بعد از ظهر داغ در کولمن تگزاس، خانوادهای در آسایش و راحتی، در حیاط خانهشان، مشغول دومینو بازی کردن بودند تا اینکه پدربزرگ پیشنهاد داد که برای یک گردش کوتاه به ابیلین [۵۳ کیلومتر به سمت شمال] بروند و ناهار را آنجا بخورند.
●مادر گفت: «وای! چه ایدهٔ خوبی!» و پدر با وجود آنکه از دوری راه و گرمای هوا میترسید اما از آنجا که احساس میکرد مخالف جمع است تاییدکنان گفت: «من هم موافقم! تنها امیدوارم که مادربزرگ هم مشکلی با این ایده نداشته باشد.» و مادربزرگ فوراً گفت: «البته که مشکلی ندارم، من مدتها است که ابیلین را ندیدهام…»