افسر رادار به فریدون گفت: ساعت 4 یک هواپیما داری

گفت: دارمش

افسر رادار دوباره گفت: «یک هواپیمای دیگه ساعت 8

با صدای کلفتی که ناشی از قرار گرفتن در فشار جی بود گفت: دارمش

افسر رادار پشت سر آن گفت: یک هواپیما در ساعت2

با صدای کلفت تری نسبت به قبل گفت: دارمش

دوباره افسر رادار فریاد زد: یک هواپیما هم در ساعت 5 داری!

با صدای زمخت تری که ناشی از وارد آمدن حداکثر فشار جی بود فریاد زد: دارمش!
که بلافاصله پس از رد و بدل شدن این جملات مکالمه قطع می شود.
متاسفانه فریدون ذوالفقاری که بدون شک یکی از بهترین خلبانان گردان شناسایی و بلکه نیروی هوایی بود از روبرو مورد اصابت قرار گرفت و آسمانی شد.
البته این را بگویم که عراقی ها شدیدا دنبال این قهرمان بودند که هواپیمایش را بزنند! فرستادن این حجم از هواپیماهای رهگیر به سمت یک هواپیمای شناسایی نشان از برنامه ریزی سنگین بعثی ها برای زدن هواپیمای فریدون ذوالفقاری بود.

روحش شاد و نامش در بلندای آسمان

Comments

Be the first to add a comment