▪️ بگذارید خانه‌ای را به فرزندی بپذیریم!

🖋 پردیس زنجیریان| دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران

با خانه‌های قدیمی شهرمان چه کنیم؟ رهایشان کنیم تا زیر گردوغبار زمانه به مرگی تدریجی دچار شوند؟ مجسمه‌هایی باشند که شاید هر روز از کنارشان عبور و با حسرت تماشایشان کنیم و در دلمان به معماری کج‌و‌کولۀ امروزمان فحش دهیم؟ حدشان را به کافه و گالری و امثال این‌ها تنزل دهیم تا ماهی یک بار چند ساعتی از خوردن و معاشرت با دیگران در فضایشان لذت ببریم و عکس‌های اینستاگراممان را رنگ‌وبویی بدهیم. دیگر چه کنیم؟ بعضی‌هایشان موزه شده‌اند. به بازدید برویم و بگوییم: «به‌به! خوشا به حال آنان که اینجا زندگی می‌کردند و باز هم حسرت بخوریم و عکس بگیریم. نهایتش هم این است که بگوییم که چه؟ بکوبیم و بسازیم و کیفش را ببریم و سودش را به جیب بزنیم؛ آن هم چه سودی! اصلاً چرا این خانه‌ها برای ما آن‌قدر دوست‌داشتنی هستند؟ مگر جز این است که همۀ ما با حضور در این خانه‌ها خودمان را تصور می‌کنیم که صبح‌ها در ایوان بساط صبحانه را پهن می‌کنیم و کیف می‌کنیم از دیدن درختان حیاط و صدای آب؟ دیگر چه؟ از گوشه‌های دنجش تا نورهای رقصانی که اتاق را روشن می‌کند، همه و همه فریاد می‌زنند که آااااای زندگی! کجایی؟! ما حسرت «زندگی‌کردن» در فضایی را می‌خوریم که به ما اجازه می‌دهد در آن خیال کنیم! به ما امکان می‌دهد درونش به جست‌وجو بپردازیم. از اینجا به آنجا برویم و تفاوت کیفیت فضاها را حس کنیم. اصلاً فضا را کشف کنیم؛ چیزی که کمتر در خانه‌های امروز ما پیدا می‌شود. شاید به‌خاطر همین است که اقامتگاه‌های بوم‌گردی جدا از قیمت مناسب‌تری که به نسبت هتل‌ها دارند، این سال‌ها رونق بیشتری گرفته‌اند. ما به‌دنبال «تجربۀ زیست» در این خانه‌ها هستیم حتی برای یک شب! کاش اجازه می‌دادیم این خانه‌ها فرصت حیات دوباره پیدا کنند.

⭕️ ادامۀ مطلب را می‌توانید در Instant View یا در وب‌سایت کوبه به نشانی زیر بخوانید:

https://telegra.ph/pz2-10-05
http://koubeh.com/pz2/

@koubeh

Comments

Be the first to add a comment