▪️داخل حباب ▪️ستگادین ۲۷ اسفند ۱۴۰۰
هر زمان که حبابی تشکیل شود(چه حباب قیمتی، چه حباب فرهنگی)، زندگی در داخل حباب، منطقی و نرمال به نظر میرسد.
چنین میشود که هنرمندان گالری Basel در میامی، دربارهی تبدیل آثارشان به توکنهای غیرقابل معاوضه(NFTs) حرف میزند. نه به این خاطر که از توکن سر در میآورند یا واقعاً از آن سود میبرند. بلکه به این خاطر که روال زندگی در داخل حباب، چنین ایجاب میکند.
و فرض میشود، کسانی که بیرون از حباب هستند، از قافله عقب ماندهاند و این به زندگی در داخل حباب، جان میبخشد.
وقتی یک فرهنگ سازمانی شروع به ایزولهشدن(insular) میکند یا یک جامعه، شروع به رفتارهای فرقهمانند میکند، همین اتفاق میافتد.
فرهنگ یعنی «روشی که کارها را انجام میدهیم». ذات اصلی حباب، تعریف یک داخل، یک خارج و رواج یک واقعیت تحریفشده است تا به افراد داخل حباب، اطمینان دهد که روششان برای انجام کارها، منطقی و نرمال است.
اگر مطمئن هستید که قرار است حباب تا مدتها پابرجا بماند، شاید حق را به شما بدهیم.
ولی وقتی حباب بترکد( که همیشه این اتفاق میافتد)، باید برای روبروشدن با واقعیتی که خلاف ادعاهای شماست، آماده باشید.
بقول Jean Dubuffet: «هنر در جایی که برایش ساخته شده، آرام نمیگیرد. تا نامی از او بُرده شود، فرار میکند. هنر دوست دارد ناشناس بماند. بهترین اوقات برای هنر، زمانهاییست که نامی را که بر او نهادهاند، فراموش میکند.»
.