ششم مردادماه سال ۱۳۴۰ صدیقه دولت‌آبادی، پیشگام مبارزان حقوق زنان در ایران در سن ۸۰ سالگی در تهران درگذشت.

«صدیقه دولت‌آبادی بارها تهدید و دستگیر شد. در یکی از همین دستگیری‌ها رئیس نظمیه به او می‌گوید خانم شما صد سال زود به دنیا آمدی و او می‌گوید صد سال دیر به دنیا آمدم و گرنه اجازه نمی‌دادم زنان چنین خوار و خفیف و در زنجیر باشند.
از شنبه‌هایی که "زبان‌زنان" در اصفهان با تیراژ باورنکردنی ۲۵۰۰ نسخه چاپ می‌شد، صد سال می‌گذرد. از تاسیس مدرسه دختران و نقشش در شکل‌گیری انجمن مخدرات وطن صد‌وده سال.
در این صد سالی که رئیس نظمیه صدیقه دولت‌آبادی را ناموقع می‌دانست، استخوان‌هایش را شبانه از گور بیرون کشیده‌اند و در دره جاجرود ریخته‌اند. سنگ قبرش را چند متری دورتر انداخته‌اند و شاید هزاران رهگذر بر آن نشسته‌اند و پنداشته‌اند سنگی برای نشستن است نه نشانه‌ای برای برخاستن.
‌ ‌
ده‌ها زن همچون صدیقه دولت‌آبادی صد سال زودتر به دنیا آمدند تا چنین خوار و خفیف و در بند نباشیم. مریم عمید، محترم اسکندری، ماهرخ گوهرشناس، مهرتاج رخشان، مستوره افشار، افضل وزیری، زندخت شیرازی، روشنک نوعدوست، شهناز آزاد، فخرآفاق پارسا، طوبا آزموده، جمیله صدیقی، سکینه شبرنگ، شوکت روستا، قدسیه مشیری، هایده افشار، کبرا چنانی، نصرت مشیری، عصمت‌الملوک شریفی، نورالهدی منگنه، طوبا بقایی، فخرعظما ارغون، عباسه پایور، ملکه ابوالفتح‌زاده تنها شماری از این زنان‌اند. زنانی که حتا نام‌شان‌ را هم از یادمان برده‌اند تا بی‌تاریخ بمانیم و خواسته‌های صد سال پیش زنان، همچنان بزرگ و دست نایافتنی و ناموقع و‌ رادیکال جلوه کند. ما موظف به زنده کردن یاد و فعالیت‌های مادربزرگ‌هایمان هستیم، زنانی که تلاش کردند تا زنجیری بر پای ما نباشد. ‌ ‌
‌
تصویر سنگ قبر صدیقه دولت‌آبادی پیش از تخریبش در اوایل دهه هشتاد به بهانه توسعه فضای شهری و در واقع بی‌تاریخ کردن جنبش زنان است.»

- این متن را پیش‌تر مسعود سلطانی در صفحه فیسبوک‌ش منتشر کرده بود.

مرتبط:
سیر تحول حقوق زنان در ایران معاصر:
http://bit.ly/2ID2OQy

#حقوق_زنان #زنان #صدیقه_دولت_آبادی

@Tavaana_Tavaanatech

2 comments

KY YK
در زیر یکی از مقالات صدیقه دولت آبادی را در نقد قانون اساسی مشروطه [که حق رأی زنان در آن نادیده گرفته شده بود] می‌خوانید
KY YK
!ضعف مشروطیت ما

اوضاع کنونی مجلس، اهل قلم وطن‌پرست را به هیجان آورده، هر کدام به نوبت، خود از عناوین مختلف تأسف می‌کنند، از تعطیل مجلس بیمناک‌اند، از شروع به انتخابات دوره پانزدهم (با نفوذ بیگانگان در کشور) وحشت دارند، و نیز تمدید مجلس چهاردهم را بر صلاح کشور نمی‌دانند، هر سه نظر بسیار دقیق و بجای خود محترم و محفوظ است. پس چه باید کرد؟

چون دوره‌های اول، دوم و سوم مشروطیت را عمیقانه نظر کنیم، می‌بینیم یک «علتی» در میان است که در هیچ کدام از دوره‌ها به نفع ایران کاری از پیش نرفته، بلکه ضرر بیش از پیش حاصل شده است. آن علت چیست؟ آن علت بقدری ننگ‌آور است که ما از ذکر آن لرزانیم و یقین داریم که همین علت سبب نحوست کار مشروطه ماست .... مسلم است، خشت اول چون نهد معمار کج؛ تا ثریا می‌رود دیوار کج ...

در فصل اول قانون اساسی چه می‌خوانید؟ «زنان، دیوانگان، و اطفال حق انتخاب کردن ندارند»

به حکم عدالت همان عدلِ محکمی که می‌فرماید: «تحصیل دانش و فرهنگ برای مرد و زن مسلمان واجب است». ظلم بینهایت فاحش بزرگی قانون‌نویسان در حق زنان ایران روا داشتند، از برقرار کردن فصل اول قانون اساسی نه تنها خشت اول را کج بنا نهادند بلکه پایه مشروطیت را متزلزل کردند، چرا؟

زنان سی سال پیش چه ادعایی داشتند؟ آقایان قانون‌نویس چرا مادران خود را در ردیف دیوانگان جا دادند؟ آیا از خدایی که مرد و زن را برای پایداری نوع بشر آفرید غافل نشدند؟ و آیا غفلت از خدا مورد قهر و غضب خدا نیست؟

چطور می‌خواهید از یک آزادی برخوردار شوید که نیمی از بدنه آزادی‌خواه را دیوانه فرض کرده‌اید، و سند مفلوج بودن آن را در سرلوحه قانون اساسی «آزادی» ثبت و امضاء کرده‌اید، و متجاوز از سی سال است روی همان قانون عمل می‌کنید؟!

نه، نه! آقایان! در نظر ما جای تعجب نیست اگر شما از مشروطه ثمر نیک نبرده‌اید و امروز آزادی شما از کنار منقل و وافور تجاوز نمی‌کند!! ببخشید برادران عزیز، کمی به خود آیید، و از خودخواهی بکاهید، زن ایرانی مادر شما و مادرِ فرزند شماست، اگر او دیوانه است، مادر دیوانه نمی‌تواند فرزند عاقل بار آورد، پس علاج را از سر شروع کنید.

از این شاخ به آن شاخ پریدن و راه چاره را مسدود دیدن سرانجام به باتلاق نیستی فرو رفتن است، بنابراین سرلوحه قانون اساسی‌تان را از آن جمله کثیف و نگین پاک کنید و زنان را به حال خود واگذارید، و مطمئن باشید که ما آرزوی انتخاب کردن و انتخاب شدن نداریم، بلکه می‌خواهیم اصولاً اسمی از زنان در قانون اساسی ذکر نشود، تا این افتخار، که زنان شریک سیاست‌های شوم و خیانت‌های ضعیف‌کننده استقلال ایران نبوده‌اند، باز هم برای ما محفوظ بماند.

نیز شما را مطمئن می‌کنم که اگر این نحوست را رفع کنید از درخت آزادی ثمرهای نیکو خواهید برد، به شرط آنکه مردانِ عاقل ما (؟) برخلاف گذشته ورقه رأی نخرند و نفروشند.

زبان زنان - شماره ۳ - خرداد ۱۳۲۴

@thoughts_notes