مدیریت اجرایی
✳️
مدیران حرفهای قبل از واکنش، داستان ذهنشان را بررسی میکنند.
گاهی چیزی که ما را عصبانی، ناامید یا ناراحت میکند، خودِ اتفاق نیست؛ تفسیری است که از آن اتفاق ساختهایم.
یک مثال ساده:
کارمندتان در جلسه دیر میرسد.
🔹
تفسیر اول: «برای جلسه من احترام قائل نیست.»
→ احساس: خشم
→ رفتار: برخورد تند
🔹
تفسیر دوم: «شاید اتفاقی برایش افتاده.»
→ احساس: نگرانی
→ رفتار: پرسیدن و گفتوگو
📌
داده یکی است؛ داستان متفاوت است؛ احساس و رفتار هم متفاوت میشود.
۴ گام برای رهایی از واکنشهای هیجانی:
1️⃣
الگو را تشخیص بده
چه زمانی دوباره در همان واکنش همیشگی گرفتار میشوی؟
2️⃣
فکر و احساس را نامگذاری کن
بهجای «او بیاحترام است» بگو:
«من دارم فکر میکنم که او بیاحترام است.»
3️⃣
مکث کن
احساس را بپذیر، اما فوراً بر اساس آن عمل نکن.
4️⃣
بر اساس ارزشهایت عمل کن
از خودت بپرس:
«اگر بخواهم همان رهبری باشم که میخواهم، الان چگونه رفتار میکنم؟»
💡
یک اصل مهم رهبری:
Strong Opinions, Weakly Held
یعنی نظر قوی داشته باش؛ اما آن را آنقدر محکم نگیر که حاضر نباشی با شواهد جدید تغییرش بدهی.
🎯
مدیران ضعیف سریع واکنش نشان میدهند؛
🎯
مدیران حرفهای بین «محرک» و «واکنش» مکث ایجاد میکنند.
سؤال امروز:
آخرین باری که از رفتار یک همکار عصبانی شدید، چه «داستانی» در ذهن خودتان درباره او ساخته بودید؟
📚
منبع: Harvard Business Publishing — From Emotional Triggers to Values-Based Leadership, 2025
Comments
Be the first to add a comment