⛓️💥 میانمایگیِ تحملناپذیرِ آزادی#بابک_مینا
«از سوی دیگر، توکویل، برخلاف مارکس ــ و به گمان من به درستی ــ معتقد است که حرکت دموکراتیک، هنگامی که با جامعهٔ صنعتی ترکیب شود، موجب گسترش و تکثیر لایههای میانی جامعه خواهد شد. به نظر او، جوامع دموکراتیک با فربه شدن و افزایش حجم طبقات میانی مشخص خواهند شد (طبقات به معنای گروههای درآمدی). آدمهای بسیار ثروتمند، هرچه کمتر خواهند شد. همچنان افراد بسیار فقیر وجود خواهند داشت، اما اکثریت بزرگ مردم در سطح متوسط قرار خواهند گرفت. از اینجا، توکویل به نتیجهای جالب و کاملاً مغایر با تفسیرهای مارکسی میرسد: جوامع دموکراتیک، هم پرجنبوجوش و پرآشوب خواهند بود و هم یکنواخت. انسانها با شور و حرارتی فزاینده با یکدیگر به نزاع خواهند پرداخت، اما در نهایت چندان انقلابی نخواهند بود. او نوعی «میانمایگیِ پرهیاهو و بیعمق» را تصور میکرد. توکویل چنان مینویسد که همیشه روشن نیست آیا آرزو دارد جوامع دموکراتیک آرام و باثبات باشند یا انقلابی و دگرگونکننده. در او هنوز نوعی رمانتیسمِ عظمت و شکوه باقی مانده است. جوامع بورژوایی، که بیش از هر چیز دغدغهٔ حفظ نظم موجود را دارند، برای او چندان جذاب نبودند. با این همه، او معتقد بود که نیرومندترین گرایش تاریخی نه حرکت به سوی برابری کامل ثروتها، بلکه کاهش نابرابریهای افراطی و شکلگیری تودهای هرچه گستردهتر از مردم است که به نظم اجتماعی دلبستهاند.»
#رمون_آرون
هجده درس درباره جوامع صنعتی
جامعهشناسی توکویل به درستی به ما نشان میدهد که دموکراتیکسازی جامعه، نوعی «میانمایگی پرهیاهو و بیعمق» را همگانی خواهد کرد. توکویل از یک سو دموکراتیک شدن را فرایندی اجتنابناپذیر میخواند که به نوعی تقدیر جوامع مدرن است و از سوی دیگر نگاهی نقادانه به این میانمایگی و زوال هر گونه اصالت و عظمت دارد. این نقدی است که شکل رادیکالترش را در نیچه میبینیم و سخن مشهورش درباره «آخرین انسان»، انسانهایی که از هر چیز باشکوهی خالی هستند و صرفاً امنیت و رفاه میخواهند. درست همین جامعه دموکراتیک اما میانمایه است که مورد بیزاری طیف گستردهای از راست تا چپ است. اینجاست که نقدهای آدورنوی نومارکسیست و الن بلوم محافظهکار لحنی بسیار مشابه هم پیدا میکنند: میانمایگیِ تحملناپذیرِ آزادی !
🕊Ellinne