🔵انقلاب فرانسه با همۀ ضعفها از پیشبرندگان بزرگ مدرنیتۀ سیاسی🔴🇫🇷🇫🇷🇫🇷
بخش1
#اهمیت_انقلاب_بزرگ_فرانسه
انقلاب کبیر فرانسه در 1789واقع شد و سهم مهمی در مدرنیتۀ سیاسی داشت و البته پیدایش آن نسب به تندپویی انقلاب آمریکا کند و طولانی بود و در آنجا آرام و صلحجو در فرانسه،انقلابی و سخت و ضد نظم پیشین صورت بست.
«توکویل»متفکر بزرگ لیبرال دموکرات می گوید نتیجه انقلاب دموکراسی نبود و انقلاب را نقد میکند و آمریکا را ستایش می کند که:«امتیاز بزرگ آمریکاییان این است که بدون رنج بردن از انقلاب دموکراتیک(در اشل فرانسه)به دموکراسی رسیدند و به جای اینکه برابر شوند،برابر زاده می شوند».وی دموکراسی تقدیر ناگزیر بشر می داند.
🏴󠁧󠁢󠁥󠁮󠁧󠁿🇺🇸🇫🇷
انقلابهای مهم انگلیس،فرانسه و ایالات متحده آمریکا سازندۀ عصری هستند که مورخان آن را عصرِ انقلاب دموکراتیک می دانند که هستی بشر را دگرگون کردند.

📍مخالفان انقلاب که تنها در انقلاب گیوتین و خشونت می بینند ناتوان از دیدن سویه های مهم تحقق مدرنیته در انقلاب هستند.همین عاملی شده تا محافظه کاران و حتی اصلاحطلبان ایران(شارلاتانهای سیاسی)دستاویزی برای کوبیدن انقلاب به طور کلی بیایند.

🔎انقلاب فرانسه موفق شد جامعه را از دولت جدا کند و استقلال هرکدام را برای اولین بار در تاریخ فرانسه اعلام دارد.رژیم پیشین نه"جامعۀ مدنی"داشت و نه"حقوق فردی"و نه سخنی از دولت مدرن دارد.ساختاری به ارث رسیده از فئودالیسم قرون وسطایی بود.دولت نه از شهروند و فرد بلکه از طبقات جمعگرایانه تشکیل شده بود.انقلاب این نظم منحط طبقات را برانداخت تا شهروند و"فرد"تبلور یابد.

رای دادن برای اولین بار «فردی»شد نه بر اساس مرتبه و تبعیض اجتماعی.امتیاز ویژۀ اشراف و روحانیون لغو گشت.نظام مرتبه ایی«پیش مدرن» تبدیل به باهمستان شهروندان برابر گشت.دو جریان مهم اتفاق افتاد اول در سیاست حکومت مستقل از اشراف و روحانیت شد و فرد پهنۀ آزادی های فردی مستقل خود را فراچنگ آورد و فرد مستقل ناگزیر شد منافعش را فارغ از رتبه در جمع جامعۀ مدرن بجوید.پس دولت سیاسی متشکل از شهروندان بود و جامعۀ مدنی هم مستقل و مرکب از افراد.

حقوق شهروندی پایه گذاری شد یعنی حقی که در دولت برای "فرد"به رسمیت شناخته شده و دیگر تنها تکلیف معیار قضاوت شخص نیست.حقوق فرد هم در جامعۀ مدنی برای فعالیت خصوصیش ضروری گشت و رسمیت یافت.اینها همان حقوق لیبرالی هستند که مبنای حقوق بشر جدید را ساختند.
پس جدایش دولت از جامعه مدنی و تحقق فرد باعث ایجاد مدرنیته سیاسی و آزادی در جریان انقلاب فرانسه شد.
پس از انقلاب در ساختار حکومتی فرانسه، که پیش از آن سلطنتی غیر مشروطه با امتیازات فئودالی برای طبقه اشراف و روحانیون کاتولیک بود، تغییرات بنیادی در شکل‎های مبتنی بر اصول روشنگری، ملی‌گرایی دموکراسی و شهروندی پدید آمد.

📍مخالفان انقلاب و محافظه کاران پلشتی دوران پیش از انقلاب را سانسور می کنند تا لزوم انقلاب را به کل نفی کنند.اما حقیقت ماجرا چه بود؟

🔰نظام پیشین فرانسه در بحرانهای بزرگ:
فرانسه قرن۱۸با۲۶میلیون نفر جمعیت از سه طبقه مجزا تشکیل شده بود: اشراف، کلیسا و مردم عادی.اشراف توسط دانش روز آن زمان«شجره شناسی»و از طرف پادشاه تایید شده و بالاترین درآمد را در اختیار داشتند.اشراف که می توان از آنها به نام «نجبا» یاد کرد القاب خود را به روش های مختلف از نظام سلطنتی خریداری کرده و با درآمدی از املاک اجدادی، خدمت در درجات بالای ارتش و تجارت عمده زندگی را می‌گذراندند.رسوم فئودالی در این طبق استمرار داشت. آنان قصرهایی در املاک خود ساخته و صاحب دارایی رعایا، سهمی از محصول سالیانه، مجوز شکار و بهره برداری از منابع طبیعی و حق قضاوت در محدوده خود بودند. مردم عادی ۹۸ درصد جمعیت را تشکیل می دادند.پادشاه در رقابت قدرت با اشراف با انگیزه تضعیف شان نمایندگان مردمی دو حق رای عطا کرد. از طرفی بی اعتنایی طبقات بالابه نمایندگان مردم تا جایی پیش رفت که از ورود آنها به ساختمان اصلی ممانعت کردند!
لوئی پانزدهم جنگ‎های بسیاری کرده بود که فرانسه را به نزدیکی ورشکستگی رسانده بود و لویی شانزدهم در زمان انقلاب امریکایی از مستعمره‎نشین‎ها حمایت کرده بود که وضع بد مالی حکومت را بدتر کرده بود و بدهی ملی را بالا برده بود.
کلیسای کاتولیک بزرگ‎ترین ملک‎دار کشور،بر محصولات مالیاتی به نام دیمه وضع کرده بود. دیمه در حالی که شدت افزایش مالیات دولت را کم‎تر کرده بود، گرفتاری فقیرترین مردم را که روزانه با سوءتغذیه دست به گریبان بودند بیشتر کرده بود.ملکه صندوق صندوق از خزانه ملت برداشته خرج هوا و هوس خود می کند! در طول قرن ۱۸ و بویژه در سالها و دهه های پایانی آن فقر عمومی رو به گسترش بود.
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment