دکتر #عزیز_رفیعی، بخش سوم
در پايان جا دارد براي اطلاع خوانندگان از روحيه و شخصيت شادروان دكتر رفيعي از زندگينامه خود نوشت اين دانشمند زحمتكش و انسانمدار كه در فصل «نشانها» تذكر داده مورد اشاره قرار گيرد: «لازم به يادآوري است كه در تمام دوران خدمت خود در موسسه رازي و دانشگاه تهران تنها كوشش و آرزوي من موفقيت در انجام امور تحقيقاتي و توليدي و بالا بردن سطح آموزش دامپزشكان بود. و هيچ وقت در صدد نبودم كه از اين وظايف كه با جان و دل و به بهاي فداكاري خود و همسر و فرزندانم انجام دادم كاري ديگر كه جنبه تجاري يا برخورداري از موقعيت سياسي مورد پسند جامعه، از قبيل معاونت وزارتي يا وزارت يا نمايندگي مجلس يا سنا داشته باشم. حتي داشتن آزمايشگاه تشخيص طبي كه مجوز آن را وزارت بهداري به اتكاي مدارك تحصيلي و تجربي كه به دست آورده بودم، در حين خدمت برخلاف وجدان كاري ميدانستم و از اين رو مطلقاً در صدد تأسيس چنين آزمايشگاهي برنيامدم و به همكاران خودم هم كه در موسسه رازي كار ميكردند اين موضع را متذكر بودم. موضوع دريافت نشان از مقامات مختلف موضوعي بود كه ابداً در مخيله من خطور نكرده بود و اگر در خلال دوران خدمت از طرف مقامات مختلف با اعطاي اين قبيل نشانها تجليلي از خدمات به عمل آمده صرفاً بنا به پيشنهاد روسا و وزراي وقت بوده يا مربوط به كارهاي تحقيقاتي و سخنرانيهاي علمي بوده كه در مجامع بينالمللي منتشر و ايراد شده است.» با وجود از دست دادن پدر و تنها برادر در نوجواني و گاهي نيز تنگنظريهاي برخي ولي شادروان هميشه با خويشرويي ذاتي و برخورداري از روحيه بزرگواري، مهرباني و گذشت و عاري از كينهتوزي لحظهاي از خدمت صادقانه براي خلق خدا كوتاهي نكرد. بالاخره در تاريخ 25 آبان 1365 زندگي پربار و ايثارگرانه انساني والا خاموش ميشود. انساني كه همكاران و شاگردانش در مرثيه او چنين عناويني را تيتر كردند «دانشمندي سختكوش، انساني مودب و دقيق» يا «خانه او كانون گرم محققين بود» يا «در كارها نظر همه را ميپرسيد.»
منبع:
https://www.ettelaat.com/new/index.asp?fname=2013%5C12%5C12-07%5C19-52-07.htm&storytitle=%C7%D3%CA%C7%CF%20%DA%D2%ED%D2%20%D1%DD%ED%DA%ED%20%CF%C7%E4%D4%E3%E4%CF%ED%20%D3%CE%CA%DF%E6%D4%20%E6%20%E3%ED%E5%E4%20%CF%E6%D3%CA