◾دفاع از تغییر ( یا دفاع از وضعیت موجود)◾ستگادین ۳۱ شهریور ۱۴۰۰
به راحتی میشود بحث کرد چیزی که همین حالا داریم، بهتر از چیز جدیدی است که پیشنهاد میشود.
همهی کاری که یک شخص در این راه باید انجام دهد، پذیرش چیزی است که همین حالا در اختیار دارد(صرفنظر از هزینههای واقعی آن) و به چالشکشیدنِ اشکالات و نقد مزایای چیز جدید است. همزمان باید به بزرگنمایی ریسکهای بالقوهی آن چیز جدید هم بپردازد.
«یک نامهی دستنویس، متفکرانهتر، خاطرهانگیزتر و مدرکی دائمیتر نسبت به یک ایمیل است.»
از آن طرف، علاقهمندان تکنولوژی که مدافع تغییرند، فقط باید به فهرستکردن همهی ویژگیهای جدید و نادیدهگرفتن مزایایی که از قبل داشتیم مشغول شوند.
«یک ایمیل، سریعتر، ارزانتر و جابجایی آن آسانتر از یک نامه است. احتمال ذخیرهشدنش بیشتر است و قابل طبقهبندی و جستجو است. بماند که بدون هیچ مشکلی، کپی و فوروارد هم میشود.»
قضاوت بیطرفانه، واقعاً سخت است. من در همهی اوقات به این تله میافتم. ما شروع به ترویج دیدگاهی میکنیم که معمولاً راجع به دفاع از وضعیت موجود است و گاهی هم دربارهی نابودکردن آن است. سپس رفتهرفته بحث داغتر و موضعگیری ما غیرقابل انعطافتر میشود. در حالی که ممکن است وانمود کنیم که بیطرفیم، ولی خیلی سخت است بیطرف بمانیم.
گاهی اوقات کارمان به جایی میرسد که به جای پرداختن به موضوعی که در حال حاضر واقعاً مطرح است، به جر و بحث بر سر ضدیت با وضعیت موجودِ پذیرفتهشده یا جدل برای طرفداری از آن مشغول میشویم.
و خطر این کار آنجاست که شما وانمود میکنید که بیطرف هستید، در حالیکه نیستید. در این
مقالهی احمقانه از Times، نویسنده (و ویراستاران آنها) میپرسند که آیا شیر جو دوسر و شیر نخود، محصولاتی فریبکارانهاند؟
این یک مورد کلاسیکِ دفاع از وضعیت موجود است. یک راه ساده برای پردهبرداشتن از این موضوع وجود دارد. یک لحظه تصور کنید که شیر، یک محصول جدید بود و برای گرفتن جای نوشیدنیهای موجود که از شاهدانه، جو دوسر و آجیل ساخته شده بودند، طراحی شده بود. در چنین وضعیتی، دفاع از شیر جو دوسر در برابر شیر گاو، کار خیلی آسانی بود.
نویسنده میتوانست به شرایط وحشتناکی که اغلب برای تولید شیرگاو استفاده میشود اشاره کند. «صبر کنید! میخواهید با این گاو چه کنید؟» آنها میتوانستند دربارهی مشکلات زیستی که خیلی از مردم به هنگام نوشیدن شیر گاو دچارش میشوند بنویسند یا میتوانستند روی تأثیرات محیطی چشمگیر آن تمرکز کنند. گذشته از اینکه اشاره میکردند که شیر گاو چقدر راحت فاسد میشود.
یا تصور کنید که انرژی خورشیدی در همهجا وجود داشت و کسی پیدا میشد که نفت سفید، بنزین یا روغن نهنگ را اختراع میکرد. منظورم را متوجه شدید...
وقتی ایدههای جدید از راه میرسند، بحثهای بیپایانی در میگیرد. چالش ما این است که به طور شفاف تعیین کنیم کدام سمت ماجرا هستیم. آن هم بر اساس تأثیری که واقعاً مشاهده میکنیم نه بر اساس ارتباط عاطفیمان با موضوعی که دچار تغییر شده است.
.