نظامهای توتالیتر درطول حیات خود۳فاز دارند:
در فاز یکم، اکثریت مردم سرمست از«ایدئولوژی»به دنبال رهبرانشان راه می افتند؛ گویی«بهشت گمشده»خودرا یافته اند. ایدئولوژی را دربست میپذیرندوخواهان کوچکترین تغییری درآن نیستند
در فاز دوم، واقعیات چهره خودرانشان داده وهیچ کدام از وعده هاتحقق نیافته. مردم از نظام دلزده ومأیوس میشوند وگروهی به فکر «اصلاحات»می افتند؛ اما به دلایل بسیار از جمله این که«اصول ایدئولوژی رانمیتوان تغییر داد»، اصلاحاتراه به جایی نمیبرد
فازسوم، فاز نهایی است. در این فاز متولیان تمامیت خواه میکوشند از خشونت عریان استفاده کنند. از بین همفکران سابق، هرکس را که با آنها کوچکترین زاویه ای داشته باشد از دایره ی «خودی ها»می رانند. تصفیه های گسترده آغاز می شود ودایره ی خودی ها تنگ تر وتنگ تر، و ناکارآمدی ها عمیق تر و تعداد مخالفان بیشتر و بیشتر می شود و نهایتاً سیل اعتراضات می آید و همه چیز را با خود می برد
📚ریشههای توتالیتاریسم
✍هانا آرنت
در ایران
۱-مردم دربست مرید آخوندهای شیعه شدند
۲-از دهه ۷۰ تا سال ۹۶ بدنبال اصلاح حکومت بودند
۳-حکومت خودیها راحذفوکشتار مردم را علنی کرد
@designmanufacturing