یک روز حتما خاطرهوار آویزان میشوم به دیواری، آنوقت حتما یادم مانده است امتداد صبوریهایم چقدر نزدیک کرد مرا به این قاب خاک گرفته، وقتی کنار هر واژهی این زندگی، یک کتاب درد نشسته ، وقتی تیشهی پر درد زمان روحم را هدف گرفته، دیگر فرقی ندارد زیر باران قدم زدنهای عاشقانه، با محصور شدن در یک قاب ساده و چوبی تا ابد. ۲۲بهمن ۱۳۹۸