🎤 آیشمن: وقتی یک افسر سوگند وفاداری می‌خورد، اگر او سوگند خود را بشکند، یک دغل‌کار خواهد بود. من هنوز هم چنین دیدگاهی دارم. من این‌جا سوگند خورده‌ام که حقیقت را بگویم. من در مورد امور هم همین دیدگاه را دارم: سوگند، سوگند است.
دادستان: تو معتقدی کسی که نسبت به هیتلر سوگند وفاداری خورده است، بعد از مرگ هیتلر، از زیر بار سوگند وفاداری خود، رها خواهد شد؟
آیشمن: بعد از مرگ هیتلر؟ البته. همۀ وفاداران به طور اتوماتیک از زیر بار سوگند رها خواهند شد.
دادستان: در هنگام بازجویی توسط پلیس، تو گفتی اگر پیشوا به تو می‌گفت پدرت یک خائن است، تو شخصاً به پدرت شلیک می‌کردی. آیا تأیید می‌کنی که چنین حرفی زدی؟
آیشمن: اگر پدرم یک خائن بود، بله ...
دادستان: (صدایش را بالا می‌برد) نه! اگر پیشوا به تو چنین گفته بود. (صدایش را پایین می‌آورد) آیا به پدر خودت شلیک می‌کردی؟ فرض کنیم که پیشوا خیانت پدرت را ثابت می‌کرد.
آیشمن: اگر پیشوا ثابت می‌کرد، من از سوگندم تبعیت می‌کردم.
دادستان: (صدایش را بالا می‌برد) آیا به تو ثابت شده بود که یهودیان باید نابود شوند؟
آیشمن: من آن‌ها را نابود نکردم.

📽 بخشی از جلسۀ محاکمۀ آدولف آیشمن (عضو دفتر مرکزی امنیت رایش، در دورۀ آلمان نازی)، در سال 1961 در اورشلیم 📽

@philosophycafe

Comments

Be the first to add a comment