👆👆👆👆
داخل این اتاق هتل شش خوک که نمادی از شش رکن کشور داری و یا وزارتخانه‌هایی که برای اداره این نظام سیاسی لازم هستند به چشم میخورد که با حرص و ولعی وصف ناپذیر در حال خوردن هستند .
در دور میز گربه‌هایی مشغول گشت زنی و التماس به دور میز نشینهایی هستند که از سر گرسنگی به آنها اهمیتی نمیدهند اما هر از گاهی مجبور می‌شوند پسماند خود را برای این گربه‌ها که نمادی از طبقه فرو دست جامعه هستند بریزند تا آنها مزاحم خوردن‌شان نشوند.
اما مدیر هتل که نقش گارسون را بازی می‌کند در حقیقت برنامه ریز کلی این ماجراست کسی که شاید نمادی از دست پنهان و تراستهای پشت پرده اداره هر نظامی هستند. او به کمک ماشین جادویی‌اش همه منابع موجود در اتاق (کشور) را تبدیل به غذایی لذیذ برای این وزرای حریص می‌کند و برای از بین بردن و تخریب تمامی این منابع و حتی ساختار کلی این اطاق هیچ اِبایی ندارد و برای او کافی است تا افراد دور میز اعتراضی نداشته و کاری به کارش نداشته باشند.
اما در زیر میز که با رومیزی بلندی کاملا پوشیده شده زنجیرهایی در هم تنیده شده که نماد فساد سیستماتیک به مثابه افعی زنجیر مانندی تمامی این افراد را اسیر خود کرده و امکان بلند شدن از سر آن میز را به آنها نمیدهد. و هر کسی را که سر از کارش دربیاورد نابود می‌کند.
با کم شدن غذا وزرا برای سرگرم کردن گربه‌ها، مسولیت‌های خود را به دیگران واگذار می‌کنند تا شاید وقت بیشتری برای خوردن داشته باشند و به ترفند های جالبی دست میزنند تا سر گربه‌ها را با موقعیتها و اسباب بازی‌ها و موشهای کوکی گرم کنند و به کارهای خود برسند.
اما بشقاب‌ها دیگر خالیست. دیگر غذایی باقی نمانده. همه چیز به فنا رفته و همه سردرگمند. و وحشیانه به لیسیدن اخرین ذرات چسبیده به ته بشقاب رو میاورند.
گربه‌ها‌ی گرسنه دیگر طاقت گرسنگی مضاعف را ندارند و حق خود را مطالبه می‌کنند و در یک حرکت انقلابی با هم متحد شده و ببری قدرتمند می‌شوند که همه افرادی که تا آن زمان آنها را برده خود کرده بودند را از هم بدرند و به نوعی خود مختار شوند.
حمله ببر به اولین وزیر که وزیر دادگستری هم هست از تعابیر جالب این انیمیشن است.
اما ببر غافل از اینکه دستهای پشت پرده پس از قتل عام برای او خوابی تازه دیده به خوابی از سر خوشی آرامش و سر مستی از ایجاد یک رِفُرم و یا انقلابی جدید میرود و همین فرصتی به مدیر هتل می‌دهد تا او را غافلگیر کرده و بکشد.
ببر میمیرد و خون روی چاقو با تن خود ببر پاک میشود انگار اینبار چاقو دسته خودش را بریده هست.
مدیر هتل با برشی بی نقص ببر را سزارین میکند و از شکم آن توله گربه‌هایی را بیرون می‌آورد که اهلی و حرف شنو هستند و همه آنها را داخل کلاه شعبده بازی جای میدهد و به سمت اتاق بعدی میرود.
هنگامی که چراغ اتاق بعدی روشن می‌شود به طور شگفت انگیزی خون‌های روی تن مدیر پاک می‌شود و همه چیز شروع به تجدد و جذابیت می‌کند.
بچه گربه‌ها یک به یک از درون کلاه شعبده بازی خارج می‌شوند و به داخل اتاق راهی می‌شوند و در عین حال باز جادوی سیستم به کار می‌افتد و در سایه‌ای که از آنها بر روی دیوار دیده میشود تبدیل به همان افراد مورد نیاز سیستم می‌شوند. به همانهایی که نهایتاً سیستم را فلج و از کار خواهند انداخت.
و شاهکار فیلم در بیرون آمدن کارد و چنگال از داخل صندوق رای است .
تکنوکراتها، مذهبی‌ها، قضات، سیاستمداران و ... از داخل همین بچه گربه‌ها بیرون می‌آیند و با رایی که از آنها گرفته‌اند مشغول غارت و خوردن آن سیستم می‌شوند و صد البته از با هم بودن بسیار خرسند هستند.
بر روی دیوار تابلوهایی از صنعت هوایی و ریلی،کشتی رانی و استخراج نفت و آویزه‌های تسلیحات نظامی است که همه قرار است در جهت حیف و میل این چند نفر از بین برود.

Comments

Be the first to add a comment