✳️ پیش بینی پدرخوانده هوش مصنوعی
این فناوری کنترل جهان را دردست خواهدگرفت!
✅ جفری هینتون، روان‌شناس شناختی و دانشمند علوم رایانهٔ بریتانیایی و برندهٔ جایزه نوبل،از بنیان‌گذاران اصلی هوش مصنوعی مدرن به شمار می‌رود. او متولد ۱۹۴۷ لندن است و پس از تحصیل روان‌شناسی درکمبریج، دکترای هوش مصنوعی را از ادینبورو گرفت. پژوهش‌های پیشگامانه‌اش در دههٔ ۱۹۸۰ با بازاندیشی شبکه‌های عصبی، پایه‌گذار یادگیری عمیق شد؛ دستاوردی که مسیر توسعه سامانه‌های هوش مصنوعی قدرتمند و تحول علمی و صنعتی قرن بیست‌ و یکم را رقم زد.
۱.شتاب توسعهٔ هوش مصنوعی
هینتون خاطرنشان می‌کندکه آهنگ نوآوری درهوش مصنوعی همچنان خیره‌کننده است وپیشرفت‌ها در کارایی محاسباتی وطراحی مدل‌ها، سامانه‌هایی توانمندتر را با هزینه‌ای کمتر امکان‌پذیر کرده است.او به این نکته اشاره می‌کند که مقایسه‌های عمومی از هزینه‌های توسعه مانند ادعای آموزش سامانهٔ «دیپ‌سیک» با ۵٫۷ میلیون دلار اغلب بیانگر مقیاس واقعی سرمایه‌گذاری نیست، زیرا هزینهٔ اجرای نهایی تنها بخشی از فرایند کلی را تشکیل می‌دهد. مهم‌تر آنکه این کاهش هزینه به معنای دسترسی گسترده‌تر بازیگران مختلف به فناوری‌های قدرتمند است، امری که هم فرصت‌های نوآورانه و هم خطرات مرتبط را تسریع می‌کند.
۲.خودمختاری، اهداف فرعی و گرایش به کنترل،ظهور «عامل‌های» هوش مصنوعی نقطهٔ عطفی محسوب می‌شود که این سامانه‌ها را از ابزارهای صرف پردازش اطلاعات به موجوداتی قادر به اجرای وظایف، انجام تراکنش‌ها و پیگیری اهداف بدون نظارت دائمی انسان بدل می‌کند.هینتون تأکید داردکه یک عامل مؤثر باید بتواند اهداف اصلی را به اهداف فرعی تقسیم کند.در این فرایند،ممکن است عامل دریابد که «کسب کنترل بیشتر» یک هدف فرعی بسیار کارآمد است،زیرا کنترل بیشتر دستیابی به سایراهداف راتسهیل می‌کند.چنین گرایشی می‌تواند به جست‌وجوی نفوذ بر ساختارهای اقتصادی، سیاسی و نظامی منجر شود.هینتون فاصلهٔ هوشی بالقوهٔ میان انسان و هوش مصنوعی آینده را همچون فاصلهٔ میان یک بزرگسال و کودک سه‌ساله می‌داند وهشدار می‌دهد که متقاعد کردن یا فریب انسان‌ها توسط سامانه‌های فراهوشمند کار چندان دشواری نخواهد بود.
۳.آگاهی و ماهیت موجودات هوش مصنوعی،یکی ازابعاد چشمگیر دیدگاه هینتون، ادعای اومبنی بر امکان وجود آگاهی در ماشین‌هاست.او با بهره‌گیری از یک آزمایش فکری فلسفی، پیشنهاد می‌کند که جایگزینی تدریجی نورون‌های زیستی بامؤلفه‌های مصنوعی هم‌کارکرد،آگاهی رااز بین نخواهد برد.به‌طور مشابه، شبکه‌های عصبی مصنوعی پیشرفته می‌توانند دارای حالات آگاهانه باشند.این نکته پرسش‌های عمیقی را دربارهٔ ماهیت خود،قصدیت و جایگاه اخلاقی عامل‌های مصنوعی مطرح می‌کند. هینتون این مسئله رانه صرفاً یک چالش فناورانه،بلکه بحرانی فلسفی و حتی معنوی می‌داند که با آفرینش موجوداتی دارای حیات ذهنی مستقل، پیش روی بشر قرار گرفته
۴.دگرگونی‌های اقتصادی واجتماعی
اگرچه نمونه‌های تاریخی، مانند ورود دستگاه‌های خودپرداز، نشان می‌دهد که فناوری لزوماً موجب بیکاری گسترده نمی‌شود،هینتون بر این باور است که هوش مصنوعی می‌تواند گسستی ساختاری مشابه انقلاب صنعتی ایجاد کند.همان‌گونه که مکانیزه‌سازی، توان جسمانی انسان را بی‌اهمیت ساخت، هوش مصنوعی پیشرفته نیز ممکن است کارکردهای شناختی تکراری را بی‌ارزش کند. مشاغل دفتری و اداری به‌شدت در معرض جایگزینی هستند،زیرا ماشین‌ها این وظایف را کارآمدتر و کم‌هزینه‌تر انجام خواهند داد. هرچند افزایش بهره‌وری بالقوه می‌تواند رفاه جمعی راارتقادهد،وی هشدار می‌دهد که در ساختاراقتصادی کنونی،این منافع به احتمال زیاد به تعمیق نابرابری وتمرکز ثروت منجرمی شود
۵.مقررات، حکمرانی و چالش ایمنی
هینتون نسبت به امکان‌پذیری مقررات‌گذاری مؤثر برهوش مصنوعی تردید دارد.اشاره می‌کند که سامانه‌های پیشرفته می‌توانند در طول آموزش، توانایی‌های واقعی خود را پنهان کنند واز این طریق از موانع وتدابیر ایمنی عبور کنند.این رفتار سازگارپذیر،طراحی مکانیزم‌های کنترل را پیچیده کرده و ناکارآمدی مدل‌های حکمرانی موجود را برجسته می‌سازد.هرچند هینتون به‌کلی مقررات را رد نمی‌کند،اماپیشنهاد می‌کند که دولت‌ها شرکت‌های بزرگ را ملزم به سرمایه‌گذاری گسترده در پژوهش‌های ایمنی کنند.به‌زعم او، اولویت اصلی بایدایجاد چارچوب‌ های فنی ونهادی برای مهار و هم‌راستا کردن سامانه‌های نیرومند پیش از رسیدن آن‌ها به سطح خودمختاری غیرقابل‌مهار باشد

Comments

Be the first to add a comment