زندگینامه داريوش مهرجوئى خوندم.
در خانوادهای فقير بدنيا آمد.
از پدرش سنتور و پيانو يادگرفت.
انگليسى يادگرفت.
مدير هتل آتلانتيك شد.
به سينما علاقمند شد.
٢٠سالگى رفت آمريكا.
اول سينما، بعد در فلسفه ليسانس گرفت.
سپس سردبير نشريه شد.
بعد كارگردان موفق تا ٥٧.
در٥٧ براى"عدالت اجتماعى" انقلاب كرد!
کسانی که ممکن بود از گرسنگی و بیماری بمیرند، یهو ارباب و بازیگر و خواننده شدند.
مردمی که از اوج فقر و رعیتی صاحب زمین شدند و تو شهرها سهامدار کارخونه و به زندگی مدرن و فراوانی رسیده بودن شروع کردن به زمزمه کردن این جملات:
بوی گندم مال من، هرچی که دارم مال تو!
یا
رختم از تاوله تنپوش تو از پوست پلنگ!@PN_KFP