درسی از تاریخ و روشنفکران زمانه‌اش

مصطفی رحیمی (زادهٔ ۱۳۰۵ هـ. ش در نایین، اصفهان – درگذشتهٔ ۹ مرداد ۱۳۸۱ در تهران) روشن‌اندیش، حقوق‌دان، جامعه‌شناس، استاد دانشگاه، نویسنده و مترجم ایرانی بود.
شهرتش به‌ سبب نامه سرگشاده‌ای است با عنوان «چرا با جمهوری اسلامی مخالفم؟» که بیست‌وپنج دی ۱۳۵۷ کمی پیش‌از پیروزی انقلاب به روح‌الله خمینی نوشت.
او در آن نامه، از دموکراسی و جمهوریت، با توضیحات علمی دفاع جانانه‌ای کرد و هشدار داد که چگونه ممکن است که ایران به‌سادگی از دام دیکتاتوری سکولار برهد و به دام استبداد دینی بیفتد. رحیمی در آن مقاله معتقد بود که هرگونه پیشوند و پسوندی که به «جمهوری» افزوده‌ شود، آن را از مفهوم و مسیرش خارج می‌کند و به بی‌راهه می‌کشاند.
رحیمی در دهه چهل شمسی با ترجمه‌هایی از سارتر، دوبوار، کامو، برشت و … در شناساندن مکاتب فلسفی و هنر و ادبیات غرب به فضای روشن‌فکری آن زمان کوشید. او دارای چند تألیف، به‌ویژه دربارهٔ جایگاه و نقش روشن‌فکر در اجتماع است.

به نظر مهرک کمالی، نامه مصطفی رحیمی به روح‌الله خمینی، هم درس‌نامه‌ای است برای انقلابیونی که در پی دموکراسی‌اند، هم شیوه‌نامه‌ای است برای انقلابیون ضددموکراسی تا بدانند باید از چه دوری کنند. به نظر کمالی، سرگذشت انقلاب‌های پیشین قرن بیستم به رحیمی نشان داده‌بود که روی‌گرداندن از دموکراسی و مقید کردنش به هر صفتی، سرانجام انقلاب را به شکست می‌کشاند و یک گروه را حاکم می‌کند. لحن نامهٔ مصطفی رحیمی فروتنانه است اما به اعتقاد مهرک کمالی او دارد اصول دموکراسی را - که معتقد است بسیاری از رهبران انقلاب بخت آموختنش نداشته‌اند - درس می‌دهد.
مصطفی رحیمی که تا مرگش، مورد کینه حکومت ایران بود، ۹ مرداد ۱۳۸۱ درگذشت. علت درگذشت وی، سقوط از پشت بام منزل اعلام شد که با توجه به سابقه مرگ‌های مشکوک از سوی دستگاه‌های امنیتی ایران در حذف مخالفان، مرگ او مشکوک و در هاله‌ای از ابهام است.

حال باید گفت ای کسانی که با شعار " زن، زندگی، آزادی" واژه دموکراسی را علیه دیکتاتوری از هر نوعش صیقل می‌دهید شما در عالی ترین خط مقاومت مدنی علیه بازگشت استبداد ایستاده اید. اگر این پرچم را دیروز مصطفی رحیمی به دست گرفت، امروز در دستان بی شمار اهل قلم و اندیشه است که علیه استبداد، پوپولیسم و ارتجاع با تکیه بر قدرت کلماتشان ایستاده اند.

احتمالا آنروز خیلی ها به مصطفی رحیمی اندرز و هشدار دادند" چه فایده،  صدای مردم باش، واقعیت را بپذیر، خودت را منزوی نکن". اما کلمات از دل تاریخ بی رحم سربرآوردند و مصطفی رحیمی و گفتمان جمهوری‌خواهی سکولار را سرافراز کردند. روشنگران همانگونه که باید صدای رنج مردم و مدافع سرسخت حقوقشان باشند هرگز نباید در دام پوپولیسم گرفتار شوند. مرعوب نشوید، از آینده دموکراتیک ایران شهروندمدار سخن بگویید. کلمات ما سرمایه آینده ماست.

#انقلاب_ایران
@designmanufacturing

Comments

Be the first to add a comment