نمیدانم این روزها گذارتان به حوزههای آزمون کنکور خورده بود یا نه؟ یا شاید خودتان هم در متنِ این حادثه نقشی بازی کردهاید.
نوجوانانی که با استرس جزوهها را برای آخرین بار مرور میکنند و منتظر باز شدنِ در و ورود به حوزه امتحانی هستند، پدر و مادرهایی دلنگران که پشتِ درهای آزمون به امید معجزهای شاید، "دعا" میخوانند. موسسههای کنکور و مشاوران تحصیلی که در طول سال مُدام پیام میدهند "اگر کنکور را خراب کنید، آیندهتان تباه شده و بدبخت میشوید"، از فرصت آخرین ثانیههای جلوی درِ ورودی هم استفاده میکنند تا اضطراب و استرس مشتریان خود را در بالاترین حدِ ممکن نگاه دارند! سازمان سنجشی که برای پیشگیری از "تقلب" فرمانِ قطع اینترنت را میدهد. و...
فارغ از کلیشههای رایج، چگونه میتوانیم به این سیستم نگاه کنیم و در صورت لزوم آن را نقد کنیم؟
یک باور اسطورهای در ناخودآگاه جمعی ما این است: "با اینکه سرنوشتِ انسان محتوم و از پیش نوشته شده است، اما میتوان با انجام مناسکی و اجرای آیینهایی این سرنوشت را دستکاری کرد"
به نظر میآید کنکور هم یکی از این آیینهای مهمِ سرنوشتساز است. آیینی که گویا با دخالت برخی بازیگران و با اجرای مناسکی ویژه میتوان در عرض چند ساعت سرنوشتِ باقیِ زندگی را تغییر داد.
آنکه بتواند در این بازی برنده شود و سرنوشت را تغییر دهد، به میدانِ خداوندگاری نزدیک میشود.
و به همین دلیل شاید مثل سایرِ مناسکِ مشابه، این آیینِ اجتماعی و این چند ساعت "تقدس" خاصی دارد و بایسته است که به گونهای شایسته پاس داشته شود!
در ضمن عنصر "شانس" نقش غیر قابل انکاری در کسب نتیجه نهایی و برنده یا بازنده شدن در این بازی دارد. و وقتی پای شانس در میان باشد، بازار تقلب و جادو هم بسیار گرم میشود!
چه باید کرد؟
واقعیت این است که ما انسانها ناخودآگاه در حال زیستنِ باورهای جمعی خود هستیم، باورهایی که برخیشان آنقدر اسطورهای و عمیق هستند و آنقدر در وجود ما ریشه دوانده که با اینکه ممکن است خیلی شفاف نبینیمشان، اما آنها به کار خود مشغول هستند و سیستمها، تصمیمها، اقدامها و عملکردهای ما را میسازند.
اگر از عملکرد سیستمهایی که ساختهایم و نتیجههای حاصل شده از آنها رضایت نداریم، لازم است کمی عمیقتر به باورهای جمعی خود نگاه کنیم، درباره آنها پرسشگری کنیم، و با نگاهی نقادانه و فارغ از کلیشههای رایج، آنها را به چالش بکشیم.
@HosseinGaeeni#تفکر_پرسشگرانه