دلم می‌خواست در آغوش بگیرمت،
همانقدر گرم،
همانقدر خیس
همانقدر عزیز
که بودی و هستی.
دلم می‌خواست
ماهی‌وار بلغزم میان بازوانت
و آبی بیکرانت،
نوازش دهد خوابهای خسته‌ام را؛
من با تو با بلوط با این خاک پیمانی دارم.
جانم فدایتان، قلبم برای شماست که هنوز می‌تپد.

پ.ن. در کنار خلیج پارس

۱۶ بهمن‌ماه ۱۳۹۸

Comments

Be the first to add a comment