◾️درجستجوی تفریح
◾️ستگادین ۲۴ اسفند ۱۳۹۹
مدلهای تجاری، جهان را تغییر میدهند.
داراییها را سازماندهی کنید. به تعداد کارگران بیافزایید. چیزی را به قیمتی بفروشید که بتوانید دوباره همین کار را بیشتر از قبل انجام دهید.
بدینسان رسیدیم به جایی که خیلی از بشقابها حاوی فستفود شدهاند، جلوی خیلی از خانهها یک اتومبیل پارک کرده و دنیایی یکدست داریم.
اساساً مدلهای تجاری، در ابتدا دربارهی نیازها(needs) بودند. شما به غذا نیاز دارید، پس من یک مزرعه خواهم ساخت. شما به سرپناه نیاز دارید، پس من خانههایی خواهم ساخت.
رفتهرفته که بخشهایی از دنیا پولدارتر و پولدارتر شدهاند، پولی که خرج شده(که مدلهای تجاری هم بر اساس همین پولخرجکردن طراحی میشوند) به طور گستردهای به سمت خواستهها(wants) تغییر جهت داده است. پولی که یک میلیونر برای کلکسیون اتومبیلاش خرج میکند، بیش از هزینهی حبوبات و سبزیجات ۱۰۰ خانواده است.
کمپانی فیلمسازی «مارول»، ۴۰۰ میلیون دلار صرف ساخت فیلم Avengers: Endgame کرد. زیرا یک مدل تجاری وجود داشت که آن را به گزینهای معقول جهت سرمایهگذاری تبدیل کرد.
کاش به همان اندازه که «میخواستیم» فیلمها را تماشا کنیم، «میخواستیم» که
بیماری کوری رودخانه درمان شود یا به پلیس ناکارآمد پرداخته شود.
با دگرگونشدن مدل تجاری، همهچیز در مسیری متفاوت تغییر خواهد کرد.
مطمئن نیستم دلیلی ذاتی وجود دارد که تماشای یک فیلم خاص، رضایتبخشتر از یافتنِ درمان برای یک بیماری بومی باشد.
ما به جای پیشروی به سمت بهترشدن، فرهنگمان را برای تمرکز روی تجارتِ سرگرمی و تفریح، تکامل بخشیدهایم.
.