◾مشتریانی که زودتر برسند، در اولویت قرار میگیرند◾ستگادین ۸ مهر ۱۴۰۰
این یک پیشفرض در مورد تخصیص چیزی کمیاب برای متقاضیان است.
ولی بعید است منصفانهترین و موثرترین روش باشد. و نوعی تنبلی به حساب میآید.
دیروز که با یک ارائهدهندهی خدمات تماس گرفتم، گفتند که یک لیست انتظار دو ساله دارند!
آنها میتوانستند بر اساس افرادی که بیشترین نیاز را دارند، لیست را طبقهبندی کنند.
آنها میتوانستند بر این اساس که چه نوع مشتری، مناسبترین مورد برای آنهاست، لیست را طبقهبندی کنند.
آنها میتوانستند بر اساس مشتریانی که حاضرند بیشترین منابع را تخصیص دهند تا در اول صف قرار گیرند، لیست را طبقه بندی کنند.
هر کدام از این گزینهها میتواند برای آنها و مشتریانشان مفیدتر از راهحلهای نیمهتصادفی باشد.
خدماترسانی به افرادی که اول از همه میرسند، احساس عدالت بیشتری به ما میدهد، چون که ما به این روش عادت کردهایم. ولی در واقع، وقتی همهی افراد درگیر را در نظر داشته باشیم، این روش، ناعادلانهتر است.
وقتی یک کالای لوکس بر اساس زمانی که خریدار صرف آن کند تخصیص داده شود، ممکن است چنین به نظر برسد که جایزهدادن به کسی که تمام شب، سرپا در صف منتظر مانده است، منطقی است. گذشته از همهی اینها، این طرز معاملهی کالا به این معناست که هر کسی با ایستادن در صف، نشان میدهد که به همان مقداری که دیگران از آن کالا میخواهند به آن کالا نیاز دارد.
ولی شاید کسی باشد که استفادهی بهتری از آن کالا میکند. یا به این فکر کنید چقدر مفید است که به مردم اجازه دهیم زمانشان را در ازای تدریس خصوصی یا در ازای اولویت در پناهگاههای غذای رایگان، با دیگران معامله کنند.
اینترنت به ما اجازه میدهد که فراتر از زمان و مکان حرکت کنیم. ما میتوانیم اطلاعات جمعآوری کنیم و افرادی را که لزوماً در اول صف نیستند، به هم مرتبط کنیم تا با هم معامله کنند.
هر بار که تصمیم میگیریم این کار را نکنیم، تصمیم گرفتهایم که از ارزشی که میتوانست خلق شود، چشمپوشی کنیم.
.