از زمان ظهور کافکا یکی از سوالات بشریت این بوده که چرا گرگوار سامسا سوسک شد؟ اما گرگوار سوسک نشده بود. او حتی حشره هم نشده بود!

کلمه آلمانی که کافکا از آن استفاده کرده Ungeziefer است. این کلمه در هر سه ترجمه فارسی مسخ به «حشره» برگردانده شده اما در واقع بار معنایی بسیار کلی‌تری دارد و ممکن است به هر جانور موذی یا کثیفی گفته شود. در برخی ترجمه‌های انگلیسی کلمه vermin را معادل آن آورده‌اند. معادل دقیق فارسی vermin آفت است. «آفت» به هر جانوری گفته می‌شود که از نظر بهداشتی، اقتصادی یا زیست‌محیطی مضر باشد. هیچ جانوری بالذاته آفت نیست و هر جانوری ممکن است در شرایط زمانی یا مکانی خاصی به آفت تبدیل شود.

اگر Ungeziefer را ریشه‌یابی کنیم از un + geziefer تشکیل شده. un علامت نفی است و geziefer یک کلمه باستانی که در ترجمه‌های کتاب مقدس به معنی «حیوانی که برای قربانی مناسب است» استفاده شده، مثل بز و گوسفند. پس Ungeziefer حیوانی است که برای قربانی مناسب نیست.

پس گرگوار سامسا به آفتی تبدیل شده بود که برای قربانی کردن مناسب نیست. چه آفتی؟ توصیف کافکا در ظاهر به سوسک شباهت دارد. ولادیمیر ناباکوف که علاوه بر داستان‌نویسی حشره‌شناس هم بوده معتقد است توصیف کافکا با جیرجیرک مطابقت دارد. جیرجیرک غول‌پیکری که بال‌هایش زیر پوسته تنش قرار داشته و توانایی پرواز هم دارد.

اما سامسا پرواز نکرد و حتی در خزیدن هم مشکل داشت. بارزترین حس در تصویرسازی کافکا انزجار گرگوار سامسا از خودش است. کافکا با قرار گرفتن تصویر حشره بر طرح روی جلد کتاب مخالفت کرده بوده و گفته بود «حشره اصلا از فاصله قابل مشاهده نیست». پس گرگوار سامسا خودش را به شکل حشره می‌دیده. این تصویری بوده که خودش از خودش داشته.

مهمترین آفت کره زمین چیست؟ انسان. آفت را هرگونه که توصیف کنیم مهمترین مصداقش انسان خواهد بود. در واقع تمام حیوانات دیگری که آفت محسوب می‌شوند هم به صورت مستقیم یا غیرمستقیم توسط انسان تبدیل به آفت شده‌اند. می‌دانیم که انسان در ادیان ابراهیمی قابل قربانی کردن نیست. کافکا در خانواده یهودی مذهبی به دنیا آمده، از علاقمندان کیرکگور بود و قربانی ابراهیم هم از دغدغه‌های ذهنی همیشگی او. انتخاب کلمه Ungeziefer اشاره زیرکانه‌ای به ماجرای اسحاق و ابراهیم دارد. لازم نیست دنبال حشرات بگردیم. گرگوار سامسا انسان بودن خودش را کشف کرده بود.

@sepideheshab

1 comment

بینظیر بود. چقدر میشه چیزهای ساده رو پیچیده دید و چقدر چیزهای پیچیده رو ساده!