این روزها را در شیراز بوده‌ام. تقریباً بسیاری از آثار شیراز را چندین سال پیش دیده بودم؛ اما هرگز فرصت نشده بود که به تخت جمشید و پاسارگاد هم سر بزنم؛ اما این بار عزمم را جزم کردم و به لطف و مِهر دوستی مَرودشتی، برای نخستین بار از تخت جمشید بازدید کردم. واقعاً می‌توانم ساعت‌ها از شکوه و جبروت این آثار بنویسم. این‌که چه داستان‌هایی پشت این سنگ‌ها بوده‌است. ۹۱۲ هزار بار خورشید بر این سنگ‌ها تابیده‌است و خورشید حافظه‌ی این شکوه و عظمت است. متأسفانه ما دیر رسیدیم و فرصت نشد من از همه‌ی بخش‌ها دیدن کنم و هم‌چنین نتوانستم آن‌طور که رضایت نگاهم را برطرف کند، از بخش‌های گوناگون بناها عکس‌برداری کنم. نزدیک غروب بود که تازه آن افسانه‌ و افسون تخت جمشید خودش را نمایان کرد. خورشید از لای سنگ‌ها و ستون‌های استوار و زخمیِ کاخ‌های تخت جمشید می‌تابید و سایه‌ها درحالِ رقص بودند و من آن‌گاه بود که دانستم تخت جمشید را باید هنگام برآمدن یا فرورفتنِ خورشید به تماشا و نگاه و دقت نشست و‌ جز آنْ کم است و اندک. شرح تصویر: این‌جا دروازه‌ی ملل (دروازه‌ی کشورها) است و آن سه تَن هم هندی بودند. 😊

#مرودشت
#شیراز
#تخت_جمشید

@REsearchers
‌

1 comment

fershteh dayhim
سلام و احترام
به به خوشا به حالتان.. من چندین بار تخت جمشید رفته ام و هنوز هم دیدارش برام آموزنده و لذتبخش میتونه باشه... نقش های روی دیواره ها با تفاسیری که در کتاب تخت جمشید خریدم و خواندم لذتش رو دو چندان کرده بود.. و حسرت اینکه از اجدادم چقدر کم مهارتترم هم باعث تعجب هم مایه ی شرمندگی بود