👆👆قبلی👆

صنعت نفت کشور را بدون سرمایه گذاری خارجی از عقب ماندگی بیست ساله خارج کند،
کشتی های کشورم را با پرچم کشور خودم به همه جای دنیا اعزام کند تا محصولات صادراتی کشورم را بتوانم با کشتی کشور خودم صادر کنم،
در جریان مناظره های انتخاباتی دانستم که پهنای باند اینترنت، چیز خیلی خوبی است و بنا نیست دولت سید محرومان هیچ شبکه اجتماعی را فیلتر کند و خوشبختانه خود رئیس جمهور جدید هم تلگرام دارد و ....
همچنین، بنا نیست هیچ روزنامه یا وب سایتی توقیف شود و هیچ فعال سیاسی با شکایت نهادهای امنیتی به زندان نمی افتد و .....
در یمن و سوریه، با دشمنان قسم خورده ی اهل بیت، رژیم سفاک و خون آشام سعودی و مخصوصا شخص بن سلمان به توافق و معاهده ی پنهان و آشکاری نمی رسد و بر سر خون شهدای مقاومت معامله نمی کند و فریب این رژیم وهابی را نمی خورد و به یمن شمالی و جنوبی راضی نمی شود و در معامله با روسیه و وهابی ها دست از حرم زینبی نمی کشد؛
برای جبران کسری بودجه قیمت ارز را در چهار سال آینده افزایش نمی دهد و بلکه چون ریال تقویت می شود، از سال آینده با کاهش نرخ ارز روبرو خواهیم بود. فکر می کنم دو یا سه سال زمان کافی خواهد بود که بدون پذیرش معاهده نکبت بار برجام و بدون امضای سند ننگین FATF و تنها با جبران خسارت های دولت بی تدبیر بنفش، که حالا دیگر کارش از بنفشی گذشته و به کبودی رسیده؛ قیمت ارز برگردد به همان نرخ ارز آخر دولت آقای احمدی نژاد یعنی حدود 4000 تومان.
راستی ذکر خیر آقای احمدی نژاد شد، یادش به خیر. همان سال 84 هم چه شور و شوقی داشتید، چهره های تان گل انداخته بود، یکی پیدا شده بود که بت هاشمی را شکسته بود و دل تان را خنک کرده بود، معجزه ی هزاره ی سوم را کشف کرده بودید، کسی که سخنرانی اش در دانشگاه کلمبیا از خون شهدای عملیات بیت المقدس بالاتر بود و اهمیتش از فتح فاو بالاتر. به دور چهره اش هاله ی نور دیده می شد. آنقدر دوستش داشتید و از این که در راس قدرت است راضی و شادمان بودید که انحرافاتش را نمی دیدید، که وقتی دعای فرج می خواند نمی فهمیدید منظورش چیست، وقتی کابینه اش را برد پای چاه جمکران، به جای این که شک کنید، قند در دل تان آب شد. چند سال طول کشید تا بفهمید چه دسته گلی به آب داده اید. منتظر بودم آقای مصباح که می گفت اطاعت از احمدی نژاد شرعا واجب است زیرا اطاعت از او اطاعت از امام زمان است، یا آقای جنتی که می فرمود سخنرانی هایش باید در در کتاب های درسی چاپ شود وقتی فهمیدند چه گافی داده اند، شرمنده شوند و ابراز پشیمانی کنند؛ ولی آنها در کمال شگفتی و با وجدان آسوده گفتند ما اشتباه نکردیم بلکه او عوض شده است. زهی اعتماد به نفس! در حالی که او همیشه همان بود که بود، این شما بودید که دوزاری تان چند سال دیر افتاده بود. این فقط این دو بزرگوار نبودند که پشیمان نبودند، در تمام گستره پهناور اصولگرایی، اگر یک اعتراف به اشتباه دیدید، من اسمم را عوض می کنم. همان یازده روز که ایشان قهر کرد و در خانه نشست بلافاصله همگی بازی "کی بود کی بود من نبودم" را در آوردند. تو گویی از روز ازل کسی از احمدی نژاد حمایت نکرده بود، برایش پوستر و بنر چاپ نکرده بود، تو گویی احمدی نژاد اصلا از مادر اصولگرایی نزاده بود.
حالا آن که گذشت؛ ولی این را بگویم که این بار دیگر از شما قبول نمی کنیم که بعد از چند سال بگویید دولت امام زمان، انحرافی شد و مشایی نفوذی بود و .... . بینی و بین الله از الان شرط کنید که چند سال بعد دوباره از این حرف ها به ما نگویید. با آقای طبری و رعیت و امثالهم هم که از اول رابطه ای وجود نداشت و ندارد و بحمدالله همه چیز از همان اول پاک و طیب و طاهر است. ترا به خدا این بار با خودتان (نه با ما) یواشکی عهد ببندید که اگر بعدا فهمیدید اشتباه کرده اید، کمی هم به روی مبارک خودتان بیاورید و پیش خودتان شرمنده شوید. لازم نیست شرمندگی تان را به ما هم نشان دهید بالاخره هر چه نباشد ما عوام هستیم و شما، خواص! ما مردمی هستیم که به قول آقای کدخدایی اگر شورای نگهبانِ قدرت دست مان را باز بگذارد، می رویم و به قاتل رای میدهیم و شما مجبور می شوید آقای سعید قاسمی را بفرستید ما خس و خاشاک را از کف خیابان جمع کند؛ ولی شما کسانی هستید که به قول آقای پناهیان رای تان مقدمه ظهور امام زمان ع می شود. پس فرق بزرگی بین ما و شما هست و صلاح و مصلحت آن نیست که روزی جلوی ما بگویید اشتباه کرده اید، خدای نکرده عرش الهی به لرزه می افتد. ولی پیش خودتان، در گعده های خصوصی به دور از چشم ما، بد نیست صریح و صادق باشی.

ببخشید خیلی حرف زدم، سفره انقلاب پهن است و شام را کشیده اند، دارد سرد می شود و از دهان می افتد. زودتر بشتابید: بفرمایید شام.
وعده ی دیدار ما: یکی دو سال دیگر!
شاد باشید
خدا یار و نگهدارتان
29/3/140

Comments

Be the first to add a comment