به خیابان آمد،
قدی چون سرو
جوانهای که از تگرگ و باد
تازیانه خورده بود.!
لبانش جنبش آغاز کرد :
آزادی!
نان!
بیپرواتر از همیشه،
خیابان خونین شد
زیر چکمهی انبوهِ كركسان.
ضجههای مادران و بغض تلخ پدران،
مادران پابرهنه،
گیسو پریشان
تابوتهای آبان
را بر شانههای خسته میکشند.!
فریاد میزنند :
آیا تفنگ سهم تو از تمام زندگیست؟
خیابان پر است از بیرق سرخ،
آبان ادامه دارد....
«بیتا .زینا»
#زن_زندگی_آزادی
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing