در سوگ استاد حکیمی و رثای مکتب تفکیک
متاسفانه مکتب تفکیک صرفا یک تفکر و اندیشه دینی نیست بلکه یک جریان ضد عرفان تصوف و فلسفه است که بر اقتدار و استیلای ظاهر گرایی، بدون پشتوانه حکمی و عرفانی تاثیر منفی بر جامعه ایران گذاشته است
اگر چه بر اهمیت و ارزشهای مکتب وحی ایمان داریم ولیکن به قول ملاصدرا اگر کسی با تاکید بر قرآن و وحی،با عقل مخالفت کند همانند کسی است که بگوید با وجود نور خورشید چه نیازی به چشم و بینایی داریم.
حتی جریان ضد فلسفی و عرفانی مکتب تفکیکی مشهد در همان آوايل انقلاب با فشار حداکثری و نامه نگاریهای متعدد آیت اله خمینی را از ادامه تفسیر سوره حمد( که بر پایه عرفان ابن عربی و اندیشه های حکمی بود)منصرف نمود و مجبور ساخت تا تفسیر اشعار مولانا دکتر سروش را که از صدا و سیما پخش می شد،متوقف سازد و در نتیجه فرهنگ و معرفت اسلامی دجار قشریت و محدودیت گردید که تاکنون نیز ادامه دارد.
نکته جالب آنکه خلا اندیشه ورزی عقلانی و فلسفی استاد حکیمی در همان رویکرد و تمایل ایشان به مارکسیست و اقتصاد سوسیالیستی مشخص می گردد که تصور می کرد با همان سنت احکام و احادیث و بدون پشتوانه فلسفی می توان جامعه را مدیریت کرد و عدالت اجتماعی و اقتصاد اسلامی را پیاده نمود و دقیقا این همان راهی بود که شریعتی نیز با تاریخ اسلام و شیعی بدون پشتوانه فلسفی می خواست تحقق بخشد و شاید به همین دلیل بود که استاد مطهری که در هر دو بستر فلسفه اسلامی و مدرن اندیشه ورزی و تعقل نموده بود راهی متمایز و جدا از آنها رفت و بیشتر به نهضت آزادی و مهندس بازرگان تمایل داشت و کتاب اقتصاد اسلامی استاد مطهری بیشتر به اقتصاد لیبرال و آزاد و توجه به اصل سرمایه داشت و بر اساس آیات قرآن و احادیث مساوات و عدالت اجتماعی را در کنار آزادی و مالکیت خصوصی ارزشمند تلقی می نمود.
متاسفانه استاد حکیمی و اصحاب مکتب تفکیک اگرچه در صف منتقدان و معترضان حاکمیت هستند ولیکن از سویی در تله مارکسیست و دام اسلام مارکسیستی افتاده اند که اولین قربانی این دیدگاه خود عدالت و مردم فقیری هستند که آنها ادعای حمایت از آنها را دارند و برای آن گریبان چاک می نمایند.
سید محمد دیباجی
https://t.me/arshivefarhikhtegan/643#فرهیختگان،
ندای آگاهی و آزادی