✳️ عقبماندگی در بهرهوری✅ بهرهوری در تعریف کلی آن، رابطه بین عوامل تولید و محصول تولیدشده است. محصول تولیدشده، حاصل ترکیب عوامل تولید است و بهرهوری عوامل تولید نیز عبارت است از رابطه بازدهی تولید با یکی یا کل عوامل تولید.
🔸در یک تعریف دیگر بهرهوری عبارت است از حاصل جمع کارایی Efficiency و اثربخشی Effectiveness. کارایی به مفهوم انجام کار درست و اثربخشی به مفهوم انجام درست کار است. ممکن است با مصرف کمتر نهادهها، محصول بیشتری تولید شود که همان کارایی است اما محصول تولیدشده کیفیت مناسب را نداشته باشد که به مفهوم آن است که کار به صورت درست انجام نشده است.
بنابراین بهرهوری عوامل تولید در صورتی در سطح مطلوبی قرار دارد که تولید هم کارا باشد و هم اثربخش یعنی کار درست به شیوه درست انجام شده باشد در غیر این صورت، منابع اتلاف شده است.
افزایش بهرهوری مترادف است با استفاده از سطح معینی از عوامل تولید برای تولید محصولات بیشتر یا باکیفیتتر. اگر در یک رهیافت ابتدایی، عوامل تولید را شامل سرمایه و نیروی انسانی بدانیم، افزایش بهرهوری به مفهوم استفاده بهتر به منظور تولید محصولات بیشتر و باکیفیتتر درنتیجه ترکیب این دو عامل است. بنابراین دو مفهوم بهرهوری نیروی کار و بهرهوری سرمایه، قابل تعریف است. بهرهوری کل عوامل نیز به مفهوم استفاده بهینه از ترکیب دو عامل کار و سرمایه است.
از سوی دیگر رشد بهرهوری کل، یکی از عوامل رشد تولید ناخالص داخلی است. به عبارت دیگر هر گاه با همان میزان عوامل تولید بتوان محصول بیشتر یا با کیفیت بالاتر که ارزشافزوده بیشتری خلق میکند، تولید کرد، در حقیقت افزایش بهرهوری، منجر به افزایش تولید ناخالص داخلی و افزایش رشد اقتصادی شده است. از این منظر رشد بهرهوری عوامل تولید، حائز اهمیت بسیار است چراکه عملاً به مفهوم صرفهجویی در عوامل تولید و استفاده بهینه از آنهاست که هدف اصلی اقتصاد نیز همین موضوع است. به دیگر سخن هر کشور و بنگاهی که به بهرهوری عوامل تولید توجه بیشتری داشته باشد، به شکل بهینه و اقتصادی در حال تولید و استفاده از عوامل تولید است.
🔹بهبود و رشد بهرهوری مستلزم به فعلیت درآوردن تواناییها و پتانسیلهای بالقوه یک سازمان یا بنگاه است که همواره نیازمند محرکهای قوی است. رقابت یکی از مهمترین این محرکهاست. بررسی فرآیند افزایش بهرهوری و استفاده از پتانسیلهای آن برای رشد اقتصادی نشان میدهد کشورهایی دارای بیشترین رشد بهرهوری هستند که رقابت در آنها در سطح بسیار بالایی قرار دارد. به عبارت دیگر بررسی وضعیت بهرهوری در کشورهای مختلف نشان میدهد که یک رابطه بسیار قوی و مثبت بین رقابت و بهرهوری وجود دارد. کشورهایی که از رشد اقتصادی قابل توجهی طی چند دهه گذشته برخوردار بودهاند، اغلب رشد خود را از طریق افزایش بهرهوری به دست آوردهاند که در گام پیش از آن، رقابت را در عرصههای مختلف اقتصادی نهادینه کردهاند.
بنابراین بدون شرط لازم رقابت، افزایش بهرهوری اگر هم ممکن باشد، رشد آن در سطوح بسیار نازل قرار میگیرد به طوری که قادر نیست محرک قابل توجهی برای رشد باشد.
اصل اولیه اقتصاد، کمیابی منابع است بنابراین گرچه میتوان با حجم بیشتری از عوامل تولید، محصول بیشتری هم تولید کرد اما با توجه به رشد جمعیت، محدودیت منابع و نیز عوارض زیستمحیطی استفاده هرچه بیشتر از عوامل تولید، شرط لازم افزایش استانداردهای زندگی که مستلزم افزایش رشد اقتصادی است، افزایش بهرهوری عوامل تولید است.
در موقعیت کنونی به واسطه رقابت فشردهای که بین کشورها برای کسب سهم بیشتری از تجارت جهانی وجود دارد، آنها سعی میکنند رشد تولید ناخالص داخلی یا ارزشافزوده بخشهای مختلف اقتصاد را حتیالامکان از طریق بهبود ساختارها تامین کنند. به بیان دیگر به جای اینکه تعداد نیروی انسانی یا موجودی سرمایه را افزایش دهند، تلاش میکنند با اجرای برنامههای آموزشی کوتاهمدت تخصصی، سطح مهارت شاغلان را افزایش دهند یا اینکه به جای ایجاد ظرفیتهای جدید، سعی میکنند ظرفیتهای موجود را به آخرین فناوریهای نوین مجهز کنند و به این ترتیب محصولاتی با کیفیت بهتر تولید کنند و توان رقابتپذیری خود را افزایش دهند.
در این راستا و به منظور تحقق سهم بالاتر بهرهوری در رشد و تولید ناخالص داخلی، کشورهای مختلف برنامههای گوناگونی به اجرا درمیآورند.
✨ از جمله مهمترین این برنامهها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
♦ جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی
♦ افزایش مخارج در حوزه تحقیق و توسعه (R&D)
♦ تجدید ساختار اقتصاد برای قادر ساختن انتقال منابع به سمت بخشهایی با بهرهوری بالاتر
♦آموزش سرمایه های انسانی
https://t.me/ExecutiveManagement