زنان در مقاومت مدنی چه نقشی دارند؟(قسمت یکم)
✍ اریکا چنووت
زنان معمولاً در خط مقدّمِ جنبشهای مقاومت مدنی قرار دارند.بعضی نمونهها عبارتند از راهبههایی که در جنبشهای دموکراسیخواهی در فیلیپین و برمه بدنِ خود را به صورت حائل و مانع بین نیروهای امنیتی و کنشگران قرار میدادند، زنان سیاهپوستِ عضو اقلیتهای جنسی که جنبش «جان سیاهان مهم است» را در آمریکا سازماندهی میکردند، زنان چایفروشی که بیرون از مقرِ ستاد ارتش سودان تحصن میکردند، مادربزرگهایی که به خاطرِ نوههایشان در برابر نظام دیکتاتوری در الجزایر مقاومت میکردند، زنان شاعر و نمایشنامهنویسی که رویدادهای انقلاب ۲۵ ژانویهی مصر را ثبت میکردند، و زنان جوانی که امروز پیشگام جنبش جهانیِ مقابله با تغییرات اقلیمی هستند.
افزون بر این مشارکت زنان در کارزارهای مقاومت مدنی برای موفقیت این کارزارها ضروری است. از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون فقط تعداد بسیار کمی از جنبشهای مقاومت مدنی که زنان در صفِ اول آنها حضور نداشتهاند به موفقیت دست یافتهاند. یک دلیل این امر آن است که عدم حضور زنان در جنبشها به معنای محرومیت این جنبشها از مشارکتِ دستکم نیمی از جمعیت است. این امر به متغیرِ بسیار مهمِ «مشارکت انبوه» آسیب میرساند و همانطور که میدانیم، این متغیر در تعیین قدرت سیاسیِ کارزار نقشی حیاتی دارد.
دوم اینکه، مشارکت زنان شبکههای اجتماعیِ بیشتری را در اختیار یک جنبش قرار میدهد تا با استفاده از آنها حامیان طرفِ مقابل را به رویگردانی ترغیب کنند. به علت نقشهای جنسیتیِ سنتی، زنان اغلب میدانند که کجا و چطور میتوان بعضی از محصولات را خرید یا برخی از کالاها و تولیدکنندگان را تحریم کرد؛ آنها میدانند که گروههای گوناگون برای اعتصابِ بلندمدت به چه لوازمی احتیاج دارند؛ آنها میدانند که همسران یا پسران نظامیشان چه روزهایی سرِ کار میروند. علاوه بر این، همانطور که آنجلینا گریمکه فهمید، زنان میتوانند با استفاده از قدرت و نفوذ اجتماعیِ خود، قدرت سیاسیِ یک جنبش را به میزان چشمگیری افزایش دهند.
سوم، مشارکت زنان فرصتهای بسیار بیشتری را برای نوآوریِ تاکتیکی فراهم میکند. زنان در شیلی مُبدِع اعتراض با استفاده از قابلمه بودند و اولین بار در سال ۱۹۷۱ در زمان دولت سالوادورآلنده با کوبیدن روی قابلمهها و ظرفهای خالی به کمبود مواد غذایی اعتراض کردند. دراین روش، مردم در خانه میمانند (و بنابراین، معمولاً از آسیب حفظ میشوند) و با هماهنگی با یکدیگر در زمان مشخصی از روز روی قابلمهها و ظروفِ خالی میکوبند. درهر شهر هزاران نفر میتوانند از این طریق سروصدای کرکنندهای به راه بیندازند و به شیوهای مؤثر و منسجم ابراز انزجار یا حتی خشم کنند ــ امری که نماد چشمگیری از نارضاییِ غیرسیاسیِ عمومی از گرسنگی است. عجیب نیست که زنان چنین شیوهی اعتراضی را ابداع کردهاند؛ اغلب، در جوامع سنتی این زنان هستند که مدت زیادی را در آشپزخانه میگذرانند یا برایشان فوقالعاده راحت است که از داخل خانه اعتراض کنند. این نوآوری نشان میدهد که چطور زنان امکانات تاکتیکیِ یک جنبش را گسترش میدهند ــ هم به این علت که مشارکت تعداد بیشتری از مردم به معنای استفاده از قوهی تخیل تعداد بیشتری از افراد است و هم چون، همانطور که در این مثال دیدیم، موقعیت اجتماعیِ خاص زنان فرصتهای منحصربهفردی را برای اقدامات هدفمند و خلاقانه در اختیار آنها قرار میدهد.
افزون بر این، مشارکت زنان ــ خواه در کنار مردان یا مستقل از آنها ــ به فهم ماهیتِ عام و غیرسیاسیِ نارضاییهایی که جنبش معرّفِ آنهاست کمک میکند. برای مثال، در پایتخت آرژانتین، بوئنوس آیرس، «مادران ناپدیدشدگان» ــ که به «مادران میدان مایو» نیز شهرت دارند ــ مطالباتِ عام و جهانشمولی را مطرح میکردند. آنها اعتراضاتی را علیه حکومتِ نظامیان راستگرا سازماندهی میکردند که، با حمایت آمریکا، هزاران فردِ مظنون به مخالفت با حکومت را طی آنچه به «جنگ کثیف» (۱۹۸۳-۱۹۷۶) شهرت یافت ناپدید کردند. این گروه از مادران پنجشنبهها در میدان بزرگ مایو در بونئوس آیرس دورِ هم جمع میشدند و اعلام میکردند که میخواهند بدانند فرزندانشان کجا هستند. بهرغم اینکه خطرِ ناپدید شدن خودشان را هم تهدید میکرد، این مادران دههها به اعتراض ادامه دادند و پس از مدتی روسریهای سفیدی به نشانهی صلح پوشیدند و دعاویِ اخلاقیِ مؤثری را بهعنوان مادر مطرح کردند و خواهان پاسخگویی و عدالت در مورد عزیزانشان شدند. تلاشهای آنها به اعضای جنبش فراگیرترِ مبارزه با دیکتاتوری دل و جرئت بخشید و سرانجام در سال ۱۹۸۳ به گذار به دموکراسی انجامید. در بسیاری از کشورها از بوسنی تا سریلانکا و لیبریا، مادران، همسران و خواهران در مورد قتل عزیزانشان در زمان جنگ دادخواهی کردهاند.
#انقلاب_ایران
@designmanufacturing