برای نمونه، در دوره‌ای یارانه ۴۵ هزار و ۵۰۰ تومانی برقرار شد و با وجود انتقادهای فراوان، هیچ دولتی نتوانست آن را حذف کند. اکنون نیز پرسش این است که اگر این یک میلیون تومان قابل حذف نباشد، کسری ناشی از آن ـ که بر یک منبع ناپایدار بنا شده ـ خود به نیروی محرکه استمرار شوک‌درمانی در سال‌های آینده تبدیل خواهد شد.

۸. بازتولید کسری‌ها و آثار آن بر بخش‌های دیگر

این مسئله دامنه گسترده‌ای دارد. برای مثال، کافی است وزیر کشاورزی صادقانه گزارش دهد که قیمت خرید تضمینی گندم چه تغییری خواهد کرد و دولت برای تأمین مالی آن در سال آینده با چه میزان کسری مواجه خواهد شد. این‌ها همگی اجزای همان چرخه‌ای هستند که بی‌ثباتی را بازتولید می‌کند و اقتصاد را از دیدن روی ثبات محروم می‌سازد.

۹. تأکید رسمی بر ثبات و تناقض در عمل

نکته‌ای که شگفت‌انگیز است این است که حتی در اسناد رسمی دولت و گزارش‌های مرکز پژوهش‌ها، بارها تأکید شده که اگر ایران بخواهد روی خوش ببیند، این امر تنها بر بستر ثبات اقتصاد کلان ممکن است. با این حال، در عمل چیزهایی دیده و شنیده می‌شود که نشان می‌دهد سیاست‌هایی دنبال می‌شود که هم رانت را افزایش می‌دهد، هم فساد را بیشتر می‌کند، هم نابرابری‌های ناموجه را تشدید می‌کند، هم فشار بر فقرا را افزایش می‌دهد و هم ضربه‌های سنگینی به تولید ملی وارد می‌کند.

۱۰. اظهارات اخیر وزیر اقتصاد و مفهوم «تخلیه شوک»

به عنوان نمونه، می‌توان به اظهارات وزیر محترم اقتصاد در چهاردهم بهمن ۱۴۰۴ اشاره کرد. ایشان فرمودند که با توجه به سیاست‌های اقتصادی جدید و افزایش عرضه کالاها، نرخ تورم در ماه‌های آینده کاهش خواهد یافت.

اگر این سخن را با خوش‌بینی تعبیر کنیم، باید گفت کاهش آهنگ رشد تورم پس از یک شوک بزرگ، امری طبیعی است. وقتی شوک شدیدی وارد می‌شود، قله جهش تورمی شکل می‌گیرد و پس از آن، به‌طور طبیعی سرعت رشد تورم کاهش می‌یابد. اما آیا این به معنای بهبود معیشت فقراست؟ پاسخ قاطعانه منفی است. آیا این تغییری جدی در وضعیت تولیدکنندگان ایجاد می‌کند؟ باز هم پاسخ منفی است.

در ادبیات برخی نهادهای بین‌المللی، این فرایند را «تخلیه شوک» می‌نامند؛ یعنی پس از جهش اولیه، آثار تورمی آن به‌تدریج فروکش می‌کند. اما در اولین فرصت بعدی، همان توجیه‌ها دوباره مطرح می‌شود و زمینه برای شوک جدید فراهم می‌گردد.

۱۱. پرسش درباره وعده تک‌نرخی شدن ارز

می‌توان از رئیس‌جمهور خواست که از مدیران اقتصادی خود صادقانه بپرسد: از روزی که این شوک ارزی وارد شد، آیا اقتصاد واقعاً به سمت تک‌نرخی شدن ارز حرکت کرد؟

اگر چنین نشده باشد ـ و اختلاف میان نرخ‌ها همچنان به‌وضوح وجود داشته باشد ـ روشن است که آن وعده تحقق نیافته است. تجربه‌های پیشین نیز نشان داده که این فاصله‌ها پس از مدتی دوباره افزایش می‌یابد و زمینه برای شوک‌های تازه فراهم می‌شود؛ شوک‌هایی که معمولاً با عنوان مبارزه با رانت و فساد توجیه می‌شوند، اما در عمل خود به بازتولید همان مشکلات می‌انجامند.

Comments

Be the first to add a comment