▪️یافتن سیستم‌های نامرئی پایدار

▪️ست‌گادین ۲۵ مرداد ۱۴۰۱



ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر بود.

صدها سال زمان بُرد تا کامل شود ولی ما توانستیم سیستمی بر اساس سودآوری، آسایش، بهره‌وری و بازارها بسازیم.

بازارها در کشف مسائل قابل حل از طریق معاملات، بی‌نهایت خوب عمل می‌کنند. اگر مردم برای رفع نیازشان، به خرید چیزی اهمیت دهند، به احتمال زیاد، فرد دیگری هم پیدا می‌شود که سعی کند آن چیز را بسازد.

در طول مسیر، این مکانیسمِ حسگرِ نیاز-بازار، به احداث کارخانجات، ظهور خرده‌فروش‌ها و بازاریابی می‌انجامد. هیچ‌کس مسوول نیست، هیچ‌کس تا ابد در رأس نمی‌ماند و خروجی‌های سیستم، مدام تغییر می‌کنند - خیلی بیشتر از نیازی که بازارهای سرمایه، بخش‌هایی از بازار کار و مهم‌تر از همه، بازار مصارف روزمره(consumer market) دارند تغییر می‌کنند.

و بنابراین ظهور پلاستیک، اجتناب‌ناپذیر است.

پلاستیک باعث می‌شود تولید و ارسال کالاها آسان شود. پلاستیک می‌تواند بهره‌وری را افزایش دهد. می‌تواند هزینه‌ها را کم کند که موجب می‌شود فرآیند خرده‌فروشی خیلی راحت‌تر انجام گیرد. و مشتریان، راحتی را می‌پسندند.

سال گذشته، اهل زمین، یک تریلیون کیسه‌ی پلاستیکی تولید و استفاده کردند. تولید و دفع پلاستیک، برای مردم و جاهایی که در آن زندگی می‌کنیم، هزینه‌ی بسیار زیادی دارد.

ولی پلاستیک به عنوان یک راه حل تجاری، بقا خواهد یافت. چون سیستم، نامرئی و انعطاف‌پذیر است و هر عضوی از سیستم، برای کاری که می‌کند، دلیل خوبی دارد.

شرکت Gaiam، تشک و بلوک یوگا تولید می‌کند. این شرکت توسط کسانی راه‌اندازی شده که به اثرگذاری‌شان بر چیزها اهمیت می‌دهند و مشتریان آنها نیز به اهمیت محیط زیست آگاهند. بلوک‌های یوگا از فوم نیمه‌سخت ساخته شده‌اند ولی مدت زمان زیادی عمر می‌کنند و اکثر مشتریانشان از این معامله راضی‌اند.

ولی بلوک‌ها داخل پلاستیک پیچیده می‌شوند و سپس با باندهای پلاستیکی نسبتاً ضخیم، بسته‌بندی می‌شوند تا نمایش آنها در ویترین فروشگاه آسان‌تر شود. و اگر شما بلوک‌ها را از آمازون خریداری کنید، آنها که از قبل، داخل پلاستیک و باندهای پلاستیکی بودند، برای ارسال، دوباره داخل کیسه‌ای پلاستیکی گذاشته می‌شوند.

شرکت Gaiam می‌گوید که دلش نمی‌خواهد چنین کند ولی خرده‌فروش‌هایی که به آنها وابسته‌اند، چنین درخواستی دارند. و خرده‌فروشان می‌گویند که آنها هم این را نمی‌خواهند ولی اگر مجبور شوند که کارمندان را مجاب به فروش بصورت دستی کنند، این کار باعث افزایش قیمت( و شاید کاهش فروش) می‌شود. و آمازون از کورنومتر و صفحات محاسباتی استفاده می‌کند تا بفهمد چه راهی ارزان‌تر و سریع‌تر است...

بنابراین، یک سیستم در جریان است.

پلاستیک فقط یک نمونه است.

همه‌ی سیستم‌های صنعتی و فرهنگی دوروبرمان با همه‌ی مشارکت‌کنندگان خود، در حال انجام کاری هستند که به انجامش تشویق می‌شوند و این‌گونه، کارِ سیستم را پیش می‌برند.

تقریباً هرگز سیستم‌ها به صورت داوطلبانه تغییر نمی‌کنند. آنها به ندرت تغییر می‌کنند چون تنها برخی از مشارکت‌کنندگان در سیستم، تصمیم می‌گیرند که قوانین جدید را در اولویت قرار دهند. سیستم‌ها وقتی تغییر می‌کنند که ورودی‌های آنها عوض شود و قوانین تغییر یابند.

در این مثال، به محض اینکه قیمت مناسبی برای پلاستیک تعیین کنیم که شامل هزینه‌های چشمگیر دفع و هزینه‌‌ی تغییرات آب و هوایی باشد، سیستم متوجه خواهد شد و به درستی عمل خواهد کرد.

هر سیستمی که ما با آن زندگی می‌کنیم، قبلاً نسبت به نیازهای عده‌ای از افراد که تحت تأثیر سیستم بوده‌اند تغییر کرده است. با رشد تأثیرات، تعداد افراد تحت تأثیر هم بیشتر می‌شود.

مسائل سیستمی، نیازمند راه حل‌های سیستمی هستند.


.

Comments

Be the first to add a comment