▪️چند رباعی حاصل بی‌تابی از ماجرای غم‌انگیز رومینا سروده میلاد عرفانپور

🔻دستان مرا بگیر بابا... سردم...
یک‌بوسه... که از فرارها برگردم
مِهری که دریغ کردی از من، بابا!
از هر کس و ناکسی گدایی کردم


🔻 آرام گرفته ام، بیا باباجان
از حال دلم بپرس...ها... باباجان
آن بوسه که خرج من نکردی، آخر
داسی شد و بوسه زد مرا، باباجان


🔻آه از گل سرخ بی‌گناهی که منم
بر غربت خویشتن، گواهی که منم
بی مهر پدر، هیچ نفهمید از عشق
آن دختر بی‌پشت و پناهی که منم


🔻سنگی شده بود... ساکت و سرد، پدر
پیغام محبتی نیاورد، پدر
لبخند نداشت، داس در دستش بود
تا کِشته‌ی خویش را درو کرد پدر


🔻ای حسرت احساسٕ کبودم! بابا!
ای مهر تو خواهش وجودم! بابا!
دیشب یکی آمده سرم را برده‌ست...
ای کاش هنوز خواب بودم، بابا


🔻از مزرع غم، فتنه درو خواهد کرد
پشت سر هم ، فتنه درو خواهد کرد
داس‌ است به دست غرب وحشی، داس است
از خون تو هم فتنه درو خواهد کرد


🔻این درد چه دودمان تلخی دارد
این جوهر خون، زبان تلخی دارد
سوغاتی دست‌های بی‌ایمان است
این داس، که داستان تلخی دارد


@Fars_Plus

Comments

Be the first to add a comment