◾در مقایسه با چه چیزی؟◾ستگادین ۱۱ اردیبهشت ۱۴۰۰
ورزشهای سازمانیافته، مخصوصاً کودکان سنین مدرسه را با یک چالش واقعی مواجه میکنند. زیرا نتایج به راحتی اندازهگیری شده و فقط در یک محور نمایش داده میشوند. تابلوی امتیازات. برنده در برابر بازنده.
اگر به یک کودک، چنین تعلیم دهیم که هویت خود را با نتایجی که از این طریق بدست میآیند بسازد، ممکن است از او فردی متکبر بسازیم: اگر برنده شوی، یعنی از دیگران بهتر هستی.
این همان جایی است که برندهی بزرگ، وارد دانشگاه میشود و برای مسلطشدن بر دیگران و اِعمال ارزشهای شکنندهی شخصیاش، آنها را تحت فشار میگذارد که میتواند به قلدری بیانجامد.
و البته، این فقط در ورزشها اتفاق نمیافتد و فقط مختص دوران دبیرستان نیست.
ولی در هر رقابتی که مبتنی بر کمبود(scarcity) باشد، دیر یا زود، دیگر شما برنده نخواهید شد. دیگر قهرمان کشور نخواهید بود. دیگر قهرمان ملی نخواهید بود یا قهرمان جهان... دیر یا زود اگر صادقانه بنگرید، باید بدانید که دیگر برندهشدنی در کار نیست.
و بعد چه اتفاقی رخ میدهد؟
سود اقتصادی تقریباً همیشه وقتی به دست میآید که ما در کاری خوب باشیم که به راحتی قابل اندازهگیری نباشد. در ضمن وقتی اتفاق میافتد که کارهایی که ما در آنها خوب هستیم، قابل تجمیع(additive)، قابل ادامهدادن تا بینهایت و جامع و سخاوتمندانه باشند که بتوانیم در طولانیمدت انجامشان دهیم. چون در این حوزههاست که امکان برای مفیدبودن، مهارتورزی و مشارکت در هر لحظه وجود دارد.
اگر فرصتی برای بازیِ مبتنی بر کمبود و بازیِ «برنده همهچیز را میبرد» به دست آوردهاید، شاید بهتر باشد آن را رها کنید و بازی متفاوتی در پیش بگیرید.
.