قصههای قرآن
1. قصهی آفرینش جهان و آدم
این قصه با استناد به بیش از ۱۴۰ آیه¬ی قرآن نگاشته شده است تا خواننده را با نگرش علمی قرآن، بیشتر آشنا کند. شماره، متن و ترجمه¬ی بیشتر آیات استناد شده، در پاورقیها ذکر شده است. بیشتر این آیات مضامینی شبیه به هم دارند.
یکی بود، یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود؛ و خدا خیلی تنها بود. از ازل تنها بود و حوصلهاش به¬شدت سر رفته بود. به فکر افتاد که موجوداتی خلق کند که از تنهایی درآید. البته؛ بنظر نگارنده، آن¬گونه که در سطرهای آینده مشاهده می¬شود، خداوند از شدت تنهایی دچار عقده¬ی «کم¬ستایش¬شدنی» شده بود و یکی از دلایل آفرینش فرشتگان...
القصه؛ این فرشتگان همگی مشغول ستایش و سجده و عبادت خدا شدند . تا اینکه خداوند تصمیم گرفت جهان را بسازد، چون تا آن زمان هرچه بود لامکان بود و در لاهوت و ازلیت. گذشت زمان در لامکان بیمعنی است، زیرا زمان و مکان دو عامل وابسته به یکدیگرند و گذشت زمان در جابجایی و تغییر مکان معنا و مفهوم مییابد؛ بنابراین نمیتوان گفت که چه مدت پس از آفرینشِ فرشتگان، خداوند تصمیم به آفریدن جهان گرفت.
این بار او از شگرد «کُن فَیَکون» استفاده نکرد و تصمیم گرفت که جهان را با حوصله و در شش روز (یا شش هنگام) بیافریند . حالا بگذریم از اینکه؛ وقتی جهانی در کار نیست و زمین و خورشیدی وجود ندارد و همانطور که گفته شد؛ گذشت زمان در لامکان معنا ندارد؛ شش روز و یا شش هنگام را چگونه میشود محاسبه کرد؟!...
بهر حال، خدا دست بهکارِ آفریدن جهان شد. ابتدا زمین را با گستراندن آن آفرید ، همانطور که اعرابی برای برپایی خیمه، زیلویش را با غلطاندن ، میگستراند.
نکتهی جالب توجه اینکه؛ عالمان دین اسلام، کشف کردهاند که 25 ذیقعده روزی است که زمین گسترش یافته است، بههمین جهت این روز را دَحوُالارض (گسترش زمین) نامیدهاند. اینکه گسترش زمین در 25 ذیقعدهی چه سالی اتفاق افتاده، این عالمان اطلاعی ندارند! ولی ما اکنون میدانیم که قبل از آفرینش (و بهقول دینداران، گسترش) زمین، نه جانداری وجود داشته، نه انسانی و نه خورشید و ماهی که با آن بتوان روز و ماه را اندازه گرفت....!
بگذریم؛ سپس خداوند در زمین کوههایی قرار داد، به مانند میخ و لنگر ، که زمین را برقرار و استوار نگه دارد . همچنین رودها و راههای زمینی را آفرید تا انسانها (که بعداً آفریده خواهند شد) بتوانند راه خود را پیدا کنند .!.....
2. پسران آدم و اولینهای تاریخ بشریت
قبل از آغاز این قصه باید بگویم که در قرآن، دربارهی پسران آدم، چند آیه بیشتر وجود ندارد و این آیات هم برگرفته از تورات هستند. قرآن، قصه را از زمان قربانی کردن این دو برادر برای خداوند، روایت کرده است؛ تورات هم با دو بند اضافهتر، دربارهی تولد پسران آدم، قصه را همانگونه آغاز کرده است.
هم قرآن و هم تورات چیزی دربارهی چند و چون اختلاف بین دو برادر نگفتهاند؛ بههمین جهت ما ناچاریم برای تکمیل این قصه، از روایات متعددی که مفسران قرآن نقل کردهاند، یاری بجوییم.
نکتهی قابل توجه دیگر این است که در قرآن اسمی از پسران آدم و شغل آنها برده نشده است؛ اما عالمان اسلامی و راویان اخبار، اسم پسر بزرگتر را قابیل و شغل او را کشاورزی، و اسم پسر کوچکتر را هابیل و شغلش را دامداری ذکر کردهاند. این راویان، همچنین دو روایت برای قسمت اول قصه و چرایی اختلاف بین دو برادر ذکر کردهاند: ...
این دو قصه را با مستنداتش، در
فایل pdf (لینک زیر) بخوانید و اگر پسندیدید، برای دوستان و همفکرانتان بفرستید.
https://t.me/TanzeTalkh2/1801منتظر نقدها و نظراتتان هم هستم.
۱۴۰۳/۰۱/۰۲