🔻 این نگاه انسان خلیفة الله را داریم تحلیل میکنیم. نه انسان گسسته را، نه انسان مادی را. ولی با این حال در چشم انسان مادی هم که این گزارها و تحلیل ها را آن ها از این منظر تحلیل میکنند، میبینند این حرکت یک حرکت خیلی فزاینده است. برایشان خیلی سخت است. لذا وقتی ابتدا مطرح میکنند که این دروغ است و ایران موشک ندارد، توان هسته ای اش دروغ است، بعد مجبورند بیایند بنشینند پای میز مذاکره یا تحریم بکنند به خاطر همین ها. اگر دروغ است برای چی تحریم میکنید؟ اگر دروغ است این ها، از چی میترسید. به قول آقا اگر این ها میدانستند یک لحظه امکان دارد بیایند و غلبه بکنند، معطل نمیکردند. چهل سال است دیده اند نمیتوانند غلبه بکنند. این حرف ساده ای نیست. این از سنخ کلمات انبیاء است.

🔻 هود (سلام الله علیه) میفرماید «فَكيدُوني جَميعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُون»، همه تان با هم مجتمع بشوید، همه تان پشت به پشت هم بدهید، همه تان با هم، «ثم لا تنظرون»، مهلت هم ندهید، بیایید جلو ببینید چکار میتوانید بکنید. آن ها میگویند هود، اگر ما تو را اخراج نمیکنیم برای این است که رهط تو، قوم تو، قبیله تو... و اگر نه تو خودت ضعیفی. میگوید اگر میگویید ضعیف است بیایید پشت به پشت هم بدهید در مقابل من، بیایید همه تان، مهلت هم ندهید، کسی را هم جا نیندازید. این دعوت چند نبی از انبیاء الهی است. وقتی آقا میفرمایند این ها نمیتوانند کاری بکنند، چهل سال است میخواهند کاری بکنند، همه قوایشان را هم گذاشته اند، نمیتوانند، اگر میتوانستند تا حالا میکردند، این همان «فَكيدُوني جَميعاً ثُمَّ لا تُنْظِرُون» است. همان است. تحریک میکند احساسات دشمن را که اگر میتوانید بیایید بکنید. خیلی جالب است این. اگر ما این بیان را دقت نظر داشته باشیم... یا امام میفرمایند آمریکا هیچ غلطی نمیتواند بکند. شما به یک طرفی که با او دعوا داری بگویی هیچ غلطی نمیتوانی بکنی، رگ غیرتش بالا میزند... آن هم یک مستکبر. میگویند بابا اینطوری باهاش حرف نزن اقلا. بین خودمان بگو غلطی نمیتواند بکند. جلو روی او نگو، داد نزن، شعارش نکن، آبرویش را جلو همه نبر، غیرتی میشود دیگر. داد میزند امام. فکیدونی جمیعا و لاتنظرون. این نگاه انبیاء الهی است. این نهضت یک نهضت الهی است. محاسبات مادی درش اقلش است. نمیگوییم نیست. کف کار است. ما نمیگوییم محاسبات مادی را باید گذاشت کنار، این ها فرق میکند. محاسبات مادی کف کار است. اما یک سقف متعالی، یک آسمان متعالی دارد. پرواز این انقلاب در آن مرتبه است. هرچند در کف هم با بقیه همراهی میکند، همانجا هم احتجاجش غالب است. در همان مرتبه کف هم احتجاجش بر آن ها غالب است.

🔻 وقتی پای ولی وسط می آید، نظام ولایت وسط می آید، اصلا مسئله از نظام عبادات میرود بالاتر، یک عنوان دیگری پیدا میکند، یک بحث دیگری میشود که یک درهم در راه این مطابق هزار درهم در راه خیر است. این یعنی چی از جهت وجودی و تحلیل؟ یعنی سرعت سیر به کمال رسیدن در جایی که این حاکمیت الهی هست و روابط بر این اساس شکل میگیرد هزار برابر سرعت وقتی است که این حاکمیت نیست و دارد در امر خیر کار میشود ولی این حاکمیت نیست. این بیان روایت است. انواع روایات در اینجا آمده است.

🔻 مثلا روایت میفرماید: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ هُوَ سُلْطَانُ بَنِي أُمَيَّة»، آن هزار ماه دوران بنی امیه است. «وَ لَيْلَةٌ مِنْ إِمَامٍ عَدْلٍ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ مُلْكِ بَنِي أُمَيَّة». ما اگر این روایات را بگذاریم روی سرمان دور بچرخیم و شادی بکنیم، از خود بی خود بشویم جا دارد. امام معصوم صادق دارد این را بیان میکند. نه یک امام عادی. باطن عالم را دارد بیان میکند. میگوید سرعت سیر یک شب با امام عادل مطابق هزار ماه است با امام ظلم. نمیگوید امام ظلمی که آدم ظالم باشد. میگوید کسی که در آن سلطه است، خیر انجام میدهد، اما یک شب تحت امام عادل حرکت بکند، هزار ماه بنی امیة را طی کرده است این. خیلی کار است. اگر ما میگوییم حکومت الهی میشود تفاوتش از این سنخ است. اگر گفتیم تفاوت حکومت بشری با حکومت الهی حتی در آن جایی که خوب است و خیر است به ظاهر، تفاوتش از این سنخ است، چون آنجا صرف در راه ولایت است، یک درهمش هزار درهم است. تازه اینجا یک درهمش را نمیگوید هزار درهم است، میگوید یک درهمش هزار ماه است. یک شبش هزار ماه است. هر ماهی سی روز است. یعنی سی هزار برابر.

Comments

Be the first to add a comment