✳️ ترس از موفقیّت: عقده یونس!✅ همه ما انگیزه ای برای ترقی خود، برای بیشتر کردن قدرت ها و استعدادهای بالقوه خود، برای خود شکوفایی یا انسان کامل بودن یا تعالی انسانی داریم. وقتی وجود چنین انگیزه ای را مسلم بدانیم پس چه چیزی مانع از رشد ما می شود؟ چه چیزی راهمان را سد می کند؟
■در نگاه اول، ترس از موفقیت به نظر خیلی ترس وحشتناکی به حساب نمیآید. اما ترس از موفق شدن واقعیت دارد و میتواند شما را از خیلی جهات عقب نگه دارد و مانع پیشرفتتان شود. نام دیگر ترس از موفقیت "
عقده یونس" است. احتمال دارد خودِ موفقیت نباشد که از آن میترسید، بلکه ترستان از بهای همراه با آن باشد.
■ ما صاحب دو نیروی انگیزشی هستیم؛ یکی انگیزه رشد که برآمده از وضعیتهای رشدی ما است و جهت دهی درونی برای ایجاد تغییر و گرایش به پیشروی است و دیگری انگیزه امنیت که میل درونی ما به حفظ ثبات و سکون می باشد.
روانشناسان انگیزه امنیت را یکی از ریشههای اصلی ترس از موفقیت میدانند. ریشههای دیگر به شرح زیر است:
● ترس از واقعی نبودن: فرد توانمندیها و استعدادهایش را باور ندارد و آنها را واقعی نمیداند و هزاران علت دیگر را به موفقیتهایش نسبت میدهد.
● ترس از رسیدن به سقف ارزشهای والای خود: این افراد نگرانند که محقق شدن یک خواسته و رسیدن به غایت تعیین شده باعث شود که بعد آن به ناتوانی برسند.
● ترس از سرخوردگی: این افراد نگرانند که مبادا محقق شدن یک خواسته باعث شود تا بفهمند که اصلا این موقعیت را نمیخواستند و یا شاید اینکه با رویه ناخوشایند آن خواسته رو به رو شوند.
● ترس از دست دادن جایگاه فعلی: این افراد گمان میکنند که موفقیتها ثبات موقعیت فعلی را از او میگیرند و شرایط ناآشنایی ایجاد میکنند که فرد خیلی در جریان جنبههای مختلف آن نیست.
● ترس از مورد حسادت یا تهدید واقع شدن: این افراد از طرد شدن یا پذیرفته نشدن یا مورد عناد قرار گرفتن توسط دیگران واهمه دارند.
■ ترس از موفق شدن میتواند به راحتی با ترس از شکست خوردن اشتباه گرفته شود زیرا هر دو میتوانند مانعِ استفاده از پتانسلتان شوند. به ترس از موفقیت با عنوان «اضطراب موفقیت» یا «فوبی موفقیت» هم اشاره میکنند. نام دیگر ترس از موفق شدن عقده یونس است. اسم این امر هر چه باشد، تاثیر منفیای بر رضایت کلی شما از زندگی میگذارد.
■روانشناس آمریکایی آبراهام مزلو مشاهده کرد که همه ما یک نیاز درونی به پیشرفت داریم. او برای ایجاد اصطلاح خود-شکوفایی معروف است، که اشاره دارد به اشتیاق ما به شکوفایی پتانسیلهایمان و دستیابی به اهدافمان. مزلو از داستان حضرت یونس برای نامگذاری این سندروم یعنی عقده یونس بهره برد.
■ در داستان زندگی یونس پیامبر، او تلاش بسیاری در دعوت مردم به یکتاپرستی میکند، بعد از چندی آنها را به هیچ وجه اصلاح شدنی ندانسته و دست از دعوت برمی دارد. پس از آن که یونس آنها را ترک میکند، مردمان به علت ترس از نزول عذاب الهی دست از بت پرستی بر میدارند و به یکتا پرستی ایمان میآورند. یونس سوار بر کشتی راهی دیار دیگر میشود که در میان راه به نشانه هشدار الهی در شکم ماهی گرفتار میآید. ترس از موفقیت یا عقده یونس نوعی فرار از مسئولیت و اضطراب تحقق استعدادهای بالقوه خویشتن است، اما برخی آن را واکنشی در برابر ترس از شکست میدانند.
■ مازلو در کتاب خود با عنوان “دستیابی به اوج ماهیت انسانی” میگوید: “در یادداشتهایم این موضعگیری و حالت دفاعی را ابتدا با چنین عناوینی آورده بودم: “ترس از عظمت خویش”، “گریز از سرنوشت خویش” یا “فرار از بهترین استعدادهای خویشتن”. بدین وسیله می خواستم بی پرده و با صراحت هرچه بیشتر روی این نکته تاکید کنم که ما علاوه بر بدترین استعدادهای خود از بهترین آنها نیز به گونهای متفاوت وحشت داریم.
■ نشانههای ترس از موفقیت عبارتند از:
● اهداف کوچک. تعیین اهدافی که سطحی بوده و چالش برانگیز نیستند.
● تعلل. شما آنقدر کار را به تعویق میاندازید که فرصت مهیا شده بگذرد و از دست برود.
● کمالگرایی. برای انجام کارها به طور کمالگرایانه تلاش میکنید و زمانی که به ناچار از برنامه عقب میافتید، این را دلیل خوبی برای ادامه ندادن میدانید.
● منصرف شدن. درست زمانی که در نزدیکترین مرحله به موفقیت هستید، دلیلی برای استعفا یا انصراف دادن مییابید.
● آسیب به خویشتن. سوءمصرف مواد و سایر رفتارهای آسیب زا ممکن است منجر به عدم موفقیت شود.
■هر یک از این رفتارها میتوانند شما را از درک تمام پتانسیلهایتان بازدارند.
گاهنامه مدیر
https://t.me/ExecutiveManagement