🔸قصه‌ی رنجِ «ابراهیم»؛ قصه‌ی رنجِ «کردستان»
.
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: جهانِ نامُرادی است که در آن، آدم‌ها، از آن‌چه می‌ترسند، یا دغدغه‌اش را دارند، دقیقا همان سَرِشان می‌آید. روزگار بی‌رحمی است که کائنات، آن‌چه را که از آن فرار می‌کردی، سر راهَت قرار می‌دهد.
ابراهیم محمدحسینی را ممکن است کسی نشناسد؛ ابراهیم، روزنامه‌نگار است، اهلِ کُردستان، همان‌جا هم زندگی می‌کند، می‌نویسد، درسِ روزنامه‌نگاری می‌دهد و اهلِ رسانه است.
سال‌هاست، ابراهیم یک دغدغه بیشتر ندارد: «توسعه» و از آن مهم‌تر توسعه‌ی استان‌های کمتر توسعه‌یافته. به طور مشخص، او در این سال‌ها درباره‌ی جاده‌های کردستان نوشته است، جاده‌هایی که او آن‌ها را «جاده‌های مرگ» می‌داند. او همیشه یک درخواست و دغدغه داشته است: «جاده‌ها را ملی کنید، هی نگویید جاده‌سازی در مناطق کوهستانی هزینه‌بَر است، آدم‌ها دارند در مسیرهایی چون بوکان/ سقز، بوکان/ میاندوآب و دیواندره/ سقز، می‌میرند، اعتبارات را به استان‌های کمتر توسعه‌یافته بیاورید».
این‌ها را نوشتم که بگویم نه تنها دغدغه‌های ابراهیم در تمامِ این سال‌ها جدی گرفته نشد، که دو روزِ پیش این روزنامه‌نگارِ شریف، همسر، پدرِ همسر و مادرِ همسرش را در یکی از همین «جاده‌های مرگ» از دست داد و «کاوانِ» ۸ ساله، پسرِ عزیزش در کُما است…

🆔 @jameeno

1 comment

ghasem koohestani
لعنت خداوخلق خدابرپخمگان جاهل وغارتگرکه بدلیل باورهای غلط وفرقه گرایی ، مناطق غیر شیعی رادرفقروفلاکت نگه داشته .اند