🇮🇷پرچم‌دار

#محمود_فرجامی

در مشهد به ابتکار چند نفر از دوستان قرار شد یک پرچم ایران را جایی نگه دارند و نگذارند بیفتد. چند نفر داوطلب شدند که یک ساعت پرچم را نگه دارند و بدهند نفر بعدی. اما واقعا چند ساعت و با چند نفر ممکن بود چنین کاری را کردن؟ آن هم با آن سوزوسرما و برفی که در اسفند و فروردین مشهد را درگرفت... بعدش هم کی حاضر بود ساعت مثلا سه تا چهار صبح دستش بگیرد؟ اگر نفر بعدی نیامد چه؟ از همه سختتر، با متلک‌گویی بعضی رهگذران: از خودشونی؟...چقدر گرفتی؟... حالا که چی؟... دیوانه‌ای چیزی هستی؟...
سخن کوتاه: پرچم نیفتاد... حتی یک دقیقه، استوار ایستاد چون آدمهایی بودند و هستند که حاضرند برای عقیده‌شان، برای وطنشان، برای پرچمشان کاری کنند؛ تو بگو در حد یکساعت ایستادن در سرما، تک‌وتنها. ساعتها و روزها و هفته‌ها گذشت و یک گوشه‌ای در مشهد همیشه یکی ایستاده بود پای یک پرچم، بی‌شعار بی‌بوق، بی‌پوستر، بی‌بلندگو، بی‌بنر.
حالا ششصدهفتصدساعتی‌ست که این پرچم همانجا بالاست. کسانی تکه انداختند و درشت گفتند، بعضی با تعجب نگاه کردند، گروهی پرچم‌های دیگری را آوردند جلو و پشت این پرچم گذاشتند... و آدمهایی هم با تحسین نگاه کردند و داوطلب شدند پرچمدار باشند، بی‌حرف، بی‌بلندگو، بی‌شعار، پرشور، باعشق.
به برادرم مجید گفتم تو که خودت پرچم را نگه داشته‌ای یکبار هم بجای من برو نگه‌دار. گفت شرمنده خودم دوباره خواسته‌ام نگه‌دارم گفته‌اند تا هفته بعد وقت خالی نیست! بچه‌ها یک بات در اپلیکیشن بله نوشته‌اند برو آنجا وقت بگیر. یک کانال هم دارند، امروز دیدم نوشته تا هفته دوم اردیبهشت جا نیست... تازه گویا وقتها را نیم‌ساعته کرده‌اند بخاطر استقبال زیاد.
از چند نفر که پرچم را نگه داشته بودند شنیدم که چنان حس خوبی از همین کار ساده گرفته‌اند که دلشان پر می‌زند تا نوبت بعدی. گفتم بدانید، شاید بخواهید امتحان کنید. آرامش دل و اشکی جلای روح، گاهی به ایستادن پای چیزی‌ست.
یک چیز دیگر هم بگویم و خلاص: من هم مثل بسیاری دیگر از ایرانیان دوست داشتم پرچم شیروخورشید عوض نشود، هم قدیمی‌تر بود هم اصیلتر. یک نشان ملی که بسیاری از مذهبی‌ها هم دوستش داشتند چون معتقد بودند —درست یا نادرست— آن شیر نشانی از «شیر خدا، اسدالله الغالب، علی» است. با این‌حال و در کمال تاسف پرچم شیروخورشید عزیز ما حالا —عموما به همت گروهی از خارج‌نشینان و پهالوه— به نمادی از خشونت، وطن‌فروشی، عربده‌کشی، جنگ‌طلبی، اسراییل‌پرستی، ارتجاع و مجموعه‌ای از رذایلی آشکار بدل شد. این پرچم حالا برای من و بسیاری، «قرآن سر نیزه» است. ارزش پرچم به پرچمدار است وگرنه تکه‌ای پارچه و نخ و رنگست سر چوب یا نیزه‌ای. پرچم من همینی است که این رفقا نگه داشته‌اند. و تا ابد بالا.

🍎Ellinne

Comments

Be the first to add a comment