📗لیبرالیسم محافظه‌کار؛ گزیده نوشته‌های مهم متفکران امروز آنگلوساکسون
بخش2
📍در مورد محافظه‌کاری هم مشکلی شبیه به این وجود داشته است. چنان‌که مشهور است به موازات و در عکس‌العمل به این‌که دنیا با تحولات لیبرالی در حوزۀ دین، حکومت و اقتصاد روبرو شد، برخی در مقابل آن به مقاومت و مبارزه دست زدند. اینان که ترکیبی از سلاطین، زمین‌داران، کشیشان و پیروان آنان و نیز شماری متفکران مستقل بودند از این‌که بنیادهای نظم سابق مورد تهدید و تغییر قرار گرفته ناخشنود بودند و تلاش می‌کردند برای پیش‌گیری از این تحولات یا لااقل کاستن از سرعت و شدت آن کاری انجام دهند. افراد و احزاب مزبور چون خواهان حفظ نظم سابق بودند و از تغییر گریزان محافظه‌کار نامیده شدند. همۀ محافظه‌کاران نگران از‌دست‌رفتن منافع و جایگاه اجتماعی برتر خود نبودند؛ برخی از آنان با نگاه به چشم‌انداز این تحولات -که گاه به‌نظر می‌رسید با اتکا به عقل انتزاعی، آرمان‌خواهی احساسی، و حتی تخیل، و نیز با تحقیر تجربۀ بشری و سنت‌ها و بی‌توجهی به کارآمدی میراث آزمون و خطاهای تاریخی صورت می‌گیرد- نگران بودند؛ نه فقط نگران خود، نگران جامعۀ بشری هم. سرانجام بنیادهای جامعۀ کهن درهم‌شکست و ویران شد و کمتر کسی سر در سودای بازگرداندن آن داشت و برخی تلاش‌ها هم که صورت گرفت توفیق فراوانی نداشت. با این‌همه، نگرانی این قسم اخیر از محافظه‌کاران -که نه نگران از میان رفتن تخت و تاج و زمین خود بلکه هراسان از سرعت تحولاتی بودند که به‌نظر نمی‌رسید همۀ نتایج آن مفید و مثبت باشد- باقی ماند. همین جریان بود که، در دهه‌های پس از جنگ جهانی دوم، به‌ویژه در امریکا، لیبرالیسم را به‌سبب سنت‌ستیزی و معنویت‌گریزی و آزادی‌خواهی بی‌حد و حصر آن مورد انتقاد قرار داد و به نومحافظه‌کاری شهرت یافت. محافظه‌کاران هم دارای انشعابات زیادی بود‌ه‌اند. برخی به‌شکلی گذشته‌گرا به نهادهای قدیمی اعتقاد داشته‌اند؛ برخی به سنت، ازجمله دین، صرفاً به‌عنوان عامل نظم و همبستگی اجتماعی نظر داشته‌اند و نه موضوع حقیقت و اعتقاد؛ برخی دیگر صرفاً با اصل کلی هر تغییری مجاز و خوشامد است مخالف‌ بوده و از آنچه چنین آیندۀ ناشناخته‌ای ممکن بوده برای‌شان در آستین داشته باشد در هراس بوده‌اند. درحالی‌که برخی از محافظه‌کاران –به‌یمن اعتقاد به قانون طبیعی و نظم خودانگیخته- مخالف سرسخت بزرگ‌شدن دولت مدرن‌اند، بعضی دیگر خواهان دخالت دولت در حفظ امور آیینی و اخلاقی و سنت‌ها از طریق وضع قانون هستند.

این‌گونه بود که معانی محافظه‌کاری و لیبرالیسم و مصادیق آنها و روایت‌های نوین آنها چنان متعدد شد و مرزهای‌شان با هم درآمیخت، که اینک عجیب نیست اگر کسی یا جریانی در آن واحد هم محافظه‌کار خوانده شود هم لیبرال. کسانی که امروزه به حزب جمهوری‌خواه رأی می‌دهند ممکن است مسیحی متعصب باشند و ممکن است بی‌دین باشند؛ درموارد دیگری نیز همین‌گونه است. و همین‌طور است داستان رأی‌دهندگان به حزب دمکرات. هرچند این سخن به‌معنای نفی معدلی از تفاوت گرایش‌ها نیست. به‌طور الگووار تصور بر این است که محافظه‌کاران باید مذهبی، سنتی، مخالف آزادی‌هایی مثل سقط‌جنین، مخالف پذیرش مهاجران، مخالف حقوق برابر برای برخی اقلیت‌ها باشند، و لیبرال‌های الگووار بر عکس. اما کم نیستند رأی‌دهندگانی که با نیمی از عقاید و ارزش‌های این حزب و با نیمی از عقاید و ارزش‌های حزب دیگر همراهی و همدلی دارند؛ یا به‌تعبیر دیگر، با مقادیری احتیاط و تسامح، با افراط‌گرایی هیچ‌یک از این دو گروه موافق نیستند.

📌لیبرالیسم محافظه‌کار؛ گزیده نوشته‌های مهم متفکران امروز آنگلوساکسون، ترجمه و تدوین: مرتضی مردیها، انتشارات علمی و فرهنگی، چاپ نخست: 1398، پشگفتار، صفحۀ هفده تا بیست.
@cafe_andishe95

Comments

Be the first to add a comment