پسا قرنها رستم برامد زگور...
بسوزانید پری، سیمرغ بیامد چو نور...

بدوگفت ای رستم پاکزاد...
هزاران درود برتو سردار باد

چ شده اندر ایران ک یادم کردی؟؟
سوزاندی ناگه شه پرم هراسانم کردی..؟؟.

ب او گفت رستم با اندوه از وطن
ک ایران گشته اسیر چنگال دو سه تن..

چنگ انداخته ملا و عبا بروطن
گویی ز گور بر امد دوباره

شغال و ضحاک و اهریمن...
دیگر نیست نشانی ز ارش و جمشید..

ایران گشته تهی ز نور و ز خورشید
نه مانده ز تیمور وبابک نشانی..

نه مانده از ایران و ایرانی نامی
شیخ و ملا سر بسر غارت کردند..

همه مردان در بند واسارت کردند...
بردند دختران ومه رویان ب کنیری

نمانده برای ایرانی جز مرگ گریزی..
ز نحس وجود ملا، برکت ز اسم الله

سیل وزلزله شده مهمان ما،هرماه...
از ایدزو وبا و طاعون تاکرونا...
این همه مصیبت رو تو اوردی،ملا.


(دل سروده, از بابک سرباز پهلوی)🌺🌹🙏

#ارسالی_مخاطبان
@PN_KFP

Comments

Be the first to add a comment