پیشتر از آنکه به دبستان بروم، برایم قابل تصور نبود که، چرا در دعاهای شبانگاهیام، باید فقط برای انسانها دعا کنم. از اینرو هنگامی که مادرم، دعای شب را خوانده، و بوسهی شببخیر به من میداد، یواشکی؛ یک جمله از خود اضافه کرده، برای تمام موجودات زندهی دنیا، دعا میخواندم، و آنجمله چنینبود: «خدای مهربان ... هر چیز را که دم و نَفَس دارد، محفوظ و منزه گردان، و از هرچه شر است محفوظبدار، و بگذار آرام بخوابد!»
کتاب خاطراتی از کودکی و نوجوانیمن اثر آلبرت شوایتزر