،، آنان ابتدا چراغهامان را دزديدند ،، آنان ابتدا چراغهامان را دزديدند
وقتی تاريكی بر ما مسلط شد
آنگاه با مناسكی
كه بوی خون ميداد
غارتمان كردند
آن حراميان
نيروی جوانيمان را
يك جا بلعيدند
و بعد
چشم اندازمان را كور كردند
و هلهله زنان گرسنگيمان را
جشن گرفتد و
به هم تبريك گفتند
آنگاه در برابر هر تكه نان
كه برايمان پرتاب ميكردند
دستان خونآلودشان را
برای بوسيدن
به لبهای ما ميرساندند
و بدينسان
راممان كردند
آن حراميان
بي آنكه بدانند
رام شدگان امروز
در انبانشان كينه ذخيره ميكنند
برای فردايی كه دور نيست
شعر :علی یزدانی
@designmanufacturing