چرا ایرانستیزان همگی دزد و متجاوز اند؟
عیسی مسیح جملهای دارد که میگوید:
درختان را از میوههایشان بشناسید!
مطابق با این سخن درخشان، میخواهم بپرسم چرا ایراندوستی که از آغاز مشروطه تا کنون پای بر هستی نهاده، از پورداود و تقیزاده و کسروی و فروغی گرفته تا طباطبایی و افشار یزدی و دیگران، نقطهای تاریک در پروندهی خود ندارند. متهم به اختلاس نیستند. اهل دزدی نبودهاند. مال کسی را نخوردهاند. پاک زاده و پاک از گیتی برفتهاند.
اما کارنامهی هر ایرانستیز را از هر نوع آن، نفرتپراکنقومی، جامعهشناس، امتگرا، مارکسیست و ... که بررسی کنی، قطعا دزدی و اختلاس و تجاوز بر تارک آن میدرخشد؟!
از پورپیرار که مصداق - دزدی که به دزدخانه بزند شاهدزد است- به صندوق حزب توده میزد، تا جامعهشناسی که جیب آیات عظام شیعه را میزند، از ح.ف که صندوقچهی فلانیها را میزد، تا بهمان شعردزد پانطرکیستی که قونوی را به گنجوی تبدیل میکند!
این ایران مگر چیست که دوست داشتنش برابر با حقیقت است و ستیز با او برابر است با دروغ و پستی و رذالت!
این #ایران مگر چیست که دوستدارانش سرفرازان تاریخ اند و دشمنانش زبونان و اراذل؟
@flith