چگونه با وجود اختلاف نظر عمیق با هم بحث کنیم؟

✍ #حسین_شیخ‌رضایی

فرصت بازسازی زرادخانه‌ها
در دو هفته‌ای که ظاهرا قرار است آتش‌بس برقرار باشد، طبیعتا هر کدام از طرفین به بازسازی زرادخانه خود می‌پردازند. ما مردم معمولی هم که در معرض اخبار و تحلیل‌ها قرار می‌گیریم و با هم بحث می‌کنیم و نظراتمان افکار عمومی را می‌سازد، بد نیست به این فکر کنیم که چگونه می‌توانیم زرادخانه فکری‌مان را تقویت کنیم.

زرادخانه فکری ما چیست؟
زرادخانه فکری ما از جمله شامل مجموعه تمام توانایی‌هایمان در تجزیه و تحلیل اخبار و دنبال کردن بحث‌های عقلانی با دیگران است. به این زرادخانه در این روزها که احتمالا زیاد با دیگران سرشاخ می‌شویم و حجم انبوهی از خبر و تحلیل به دستمان می‌رسد بیش از هر زمان دیگری نیاز داریم.

ضرری که کرده‌ایم
حتی اگر صلح دائم هم برقرار شود، باز به تجهیز زرادخانه فکری‌مان نیاز داریم تا بتوانیم با دیگران بحث عقلانی کنیم و حتی‌المقدور از دوقطبی شدن جامعه جلوگیری کنیم. حتی شاید خالی بودن قبلی همین زرادخانه سبب تشدید شکاف‌های اجتماعی در کشور ما شده باشد، به‌نحوی که امروز احساس می‌کنیم دیگرانی هستند که گویی در سیاره‌ای دیگر و در جهانی موازی زندگی می‌کنند و ما به هیچ‌وجه در مورد مسائلی مانند جنگ، مداخله نیروهای خارجی، آتش‌بس و... حرف آنها را نمی‌فهمیم. شکاف اجتماعی شدید و دوقطبی شدن جامعه، به هر علتی که پیش آمده باشد، یکی از پیش‌نیازهای فعال شدن گسل‌های اجتماعی و نهایتا بالا رفتن احتمال بروز جنگ و خشونت است.

اختلاف نظر عمیق چیست؟
فرض کنید می‌خواهید با کسی درباره جنگ اخیر یا شیوه حل‌وفصل آن بحث کنید. طبیعی است در اینجا اختلاف نظرهایی داشته باشید، مثلا در مورد میزان خسارت‌های واردشده به طرفین. این موارد با رجوع به منابع خبری تاحدی قابل برطرف شدن است. اما گاه اختلاف نظرها اساسی و عمیق و بنیادین‌اند، مثلا بر سر مفاهیم پایه مانند عزت و استقلال اجماع ندارید، اصولا در چهارچوب مشترکی مسئله را نمی‌بینید، ارزش‌های مختلفی دارید یا حتی شواهد را به شکل‌هایی متعارض تفسیر می‌کنید. در چنین مواردی، شکل گرفتن گفت‌وگو بسیار دشوار است و مهم است راه‌هایی بلد باشیم که بدانیم بحث را از کجا آغاز کنیم، در چه مسیری جلو ببریم، کجا ختمش کنیم و چه نتایجی از آن بگیریم. در ادامه به ده استراتژی مفید برای بحث با کسی که با او اختلاف نظر عمیق داریم اشاره می‌کنیم.

1️⃣ نقشه‌برداری از باورها
به‌جای تمرکز روی نتیجه نهایی، باید بفهمیم طرف مقابل چگونه به آن نتیجه رسیده است. هر باور معمولاً از سه جزء تشکیل می‌شود: پیش‌فرض‌ها، داده‌ها و ارزش‌ها. اگر این سه را از هم جدا کنیم، اختلاف نظر شفاف‌تر می‌شود. مثلاً در بحث درباره جنگ، ممکن است دو طرف از داده‌های متفاوت و متعارضی استفاده کنند، یا حتی اگر داده‌ها یکسان باشند، یکی «امنیت» را اولویت بدهد و دیگری «آزادی» را. در عمل، می‌توانیم بررسی کنیم که برای طرف مقابل ما چه چیزهایی مهم‌تر است و چه داده‌هایی را مبنا قرار می‌دهد. این کار باعث می‌شود بحث از حالت کلی و مبهم خارج شود و به سطح تحلیلی برسد.

2️⃣بازسازی منصفانه
بیشتر ما عادت داریم نسخه ضعیف‌تری از دیدگاه طرف مقابل را نقد کنیم. اما اگر بتوانیم قوی‌ترین نسخه آن را بازسازی کنیم، کیفیت گفت‌وگو بالا می‌رود. مثلاً اگر کسی از مداخله نظامی دفاع می‌کند، به‌جای اینکه بگوییم «تو طرفدار خشونتی»، بهتر است بگوییم: «اگر درست فهمیده باشم، نگرانی تو این است که بدون این اقدام، آسیب بزرگ‌تری به کشور وارد شود». وقتی طرف مقابل این بازسازی را تأیید کند، تازه می‌توان وارد بحث و نقد شد. این روش هم احترام ایجاد می‌کند و هم احتمال سوءتفاهم را کم می‌کند.

3️⃣تفکیک داده از ارزش
خیلی از بحث‌ها به این دلیل پیش نمی‌روند که طرفین نمی‌دانند دقیقاً بر سر چه چیزی اختلاف دارند. یکی فکر می‌کند اختلاف بر سر «واقعیت» است، در حالی که دیگری فکر می‌کند در سطح «ارزش» اختلاف دارد. مثلاً در بحث تحریم‌ها، ممکن است یکی بگوید «تحریم‌ها مؤثرند» و دیگری بگوید «حتی اگر مؤثر باشند، غیراخلاقی‌اند». این دو سطح متفاوت‌اند. اگر این تفکیک انجام شود، می‌توان بحث را دقیق‌تر پیش برد: یا درباره شواهد حرف زد، یا درباره اصول اخلاقی.

4️⃣پرسش سقراطی
به‌جای ارائه گزاره‌های قطعی، بهتر است با پرسش پیش برویم. پرسش‌های خوب کمک می‌کنند فرد خودش به بازاندیشی برسد. مثلاً به‌جای گفتن «این تحلیل اشتباه است»، می‌توان پرسید: «چه شواهدی از این نتیجه پشتیبانی می‌کند؟» یا «اگر این فرض درست نباشد، چه اتفاقی می‌افتد؟» این روش از حالت تقابلی می‌کاهد و گفت‌وگو را به کنشی متقابل و مشترک تبدیل می‌کند.

Comments

Be the first to add a comment