🖋 فلاسفه در محال بودن اثبات علم و قدرت و اراده برای مبدأ اول [=خدا] اتفاق دارند، چنانکه معتزله نیز بر این امر اتفاق کردهاند، و گمان بردهاند، که این اسامی در شرع وارد شده، و اطلاق آنها بر سبیل لغت جایز است، ولیکن این اسامی به ذات واحدی برمیگردد. و اثبات صفاتی که زائد بر ذات وی [=خدا] باشد جایز نیست ... زیرا این امر موجب کثرت در ذات واجبالوجود میشود، و آن محال است، و بدین جهت (فلاسفه) بر نفی صفات اجماع کردهاند.
پس آنها [=فیلسوفان] را گوییم که: شما محال بودن کثرت را بدین صورت از کجا شناختید؟ ... برهانتان بر آن چیست؟ زیرا اینکه کسی بگوید کثرت در واجبالوجود محال است به سبب آنکه ذات موصوف واحد است و از اینجا برمیآید که کثرت صفات محال باشد، حال آنکه در این نکته نزاع وجود دارد، و محال بودنش به طور ضروری معلوم نیست.
🖋 [فیلسوفان] میگویند برهان بر این امر آن است که هر یک از صفت و موصوف، هرگاه این، آن و آن، این نباشد، پس یا هر دو در وجود بینیاز هستند، یا هر یک از آندو به دیگر محتاج است، یا یکی از دیگری بینیاز است ولی دومی نیازمند بدوست. [سپس نشان میدهند که هر سه حالت محال است].
... [اما غزالی حالت سوم را محال نمیداند و میگوید] ذات در قوام و هستی خویش نیازمند صفات نیست و صفات، محتاج موصوفاند آنچنان که در حق ما [انسانها نیز] همینطور است پس باقی میماند که [فیلسوفان اعتراض کنند و] بگویند: آنچه [=صفات خدا] به غیر خود [ذات خدا] نیازمند باشد، واجبالوجود نتواند بود. در جواب به آنها [=فیلسوفان] گوییم: اگر به واجبالوجود آن را اراده میکنید که علتی فاعلی برای او نباشد، پس چرا میگویید فرض اینکه یکی از آندو محتاج به دیگری است، محال است؟ و چه محالی دارد که بگویند: همچنان که ذات واجبالوجود قدیم است، و فاعلی ندارد، صفت وی نیز همینطور است و با ذات وی قدیم است و فاعلی برای او نیست ... پس محال بودن این در کجاست؟
📚 از کتاب «تهافتالفلاسفه» (تناقضگویی فیلسوفان)، نوشتۀ ابوحامد محمد غزالی، ترجمۀ علی اصغر حلبی
📚@philosophycafe