«در بخشهایی از شمال هندوستان، تبت و نپال و چین، پدیده "چند شوهری"* امری رایج است. یک زن با چند برادر ازدواج می کند و کودک حاصل این ازدواج چندتا پدر دارد. دلیل این کار هم محدود بودن منابع در محیط زندگی این افراد است. (کوه های هیمالیا) و نمی خواهند که غریبه ای بر سر سفره بنشیند.
.
اصولا تاثیر محیط و جغرافیا بر فرهنگ و شخصیت و رفتار انسانها انکار ناپذیر است و حتی بخشی از ژنتیک افراد می‌شود. اگر دین را مهمترین تولید فرهنگی بشر بدانیم و یکی از سودمندترین ابزارها برای مطالعه روانشناسی اجتماعی تمدّنها، می توان به وضوح مشاهده کرد که چقدر آب و هوا و منابع طبیعی در محتوای آن نقش دارد.
.
دین آدم ساکن در جنگلهای آمازون که فقط در یک درختش بیش از کلّ بریتانیا مورچه زندگی می‌کند حتما چند خدایی است و انسان ساکن در بیابان‌های حجاز، موحّد می‌شود... و برای ترغیب مؤمنین وعده چیزهایی را می‌دهد که در آن نواحی کمیاب است (درخت و سایه و آب) و یا خیلی طرفدار دارد. (سکس)
.
چند شوهری در برخی از نقاط دیگر جهان هم رایج بوده است اما با دلایلی متفاوت. در یونان قدیم مردان پیرتر به زنان این اجازه را می‌دادند که با "جوانان اصیل" همخوابه شوند و کودک حاصل از آن را فرزند خود می‌دانستند.
.
وقتی آدمیزاد به کنه و عمق مسایل می‌رود و برای فهم پدیده ها از علم و دانش مدد می‌طلبد نخستین واژه ای که بی معنی می‌گردد "تقدّس" است».
.
این متن از فیس‌بوک آقای «فرهاد طباطبایی» برداشته شده است.
.
شما درباره دیدگاه ایشان چه می‌اندیشید؟ آیا به نظر شما تقدس مفاهیم و چیزها با نوع زیست مردم و آب و هوا، پیوند دارد؟
.
در تصویر یک زن هندی را با پنج همسر می‌بینید.

@Tavaana_TavaanaTech

4 comments

Mahdi
برای خانم بد نیست
بر عکس قم که آخوندها چند تا زن دارند
عمل کردند
جاهایی این متن،ساده لوحانه هستش
مثلا ربط دادن مورچه های داخل درخت به وجود چند خدایی
یا محدود کردن نعمتهای« بهشت جاویدان » به درخت و آب و سایه
و در آخر هم با طعنه چیزی میگه که در اسلام وجود نداره
و اون سکس در بهشت هستش
( چیزی که در اسلام هست،زنهایی هست برای بهشتی ها که به اونها حورالعین گفته میشه و جایی در اسلام گفته نشده که مقصود از دادن این زنهای بهشتی به مردان بهشتی فقط و فقط رابطه جنسی هستش.
(
کلاً کج‌فهمی زیادی در مورد مسائل اسلامی پخش شده
این هم یکی از اونهاست

در اسلام نعمت های بهش،فراوانه،و به دور از تخیل آدم و انسان هستش
برخی از اوصاف اونها رو در قرآن و احادیث صحیح پیامبر میشه پیدا کرد
اما وصفی اندک
KY YK
با کلیت مطلب موافقم که دین تابع شرایط جغرافیایی است؛ قطعا اگر پیامبری در ناحیه آمازون ظهور می‌کرد بهشتِ دین‌اش « .... جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ... » نبود یا خدای سیبری قطعاً سخنانی در باب برف می‌گفت. کاملاً موافقم که وقتی انسان برای فهم پدیده‌ها هر چه بیشتر از علم و دانش استفاده می‌کند واژه‌ "تقدّس" بی‌معنی می‌شود

با برخی نکات مخالفم: «.... اگر دین را مهمترین تولید فرهنگی بشر بدانیم ....» بنظر من "ادیان ابراهیمی" تولید فرهنگ که نکردند هیچ اتفاقا خیلی بی‌فرهنگی هم تولید کردند. یا اینکه انسان بیابان حجاز موحّد می‌شود، قبل از اسلام که قرن‌ها چندخدایی بودند
کلا دین برای استثمار بشر ساخته شده