۱- عالم واقع را به نحو كارآمدى ادراك میكنند و میتوانند بییقینى و عدمقطعیت را تحمّل كنند و بپذیرند.
۲- خود و دیگران را به همان صورتى كه هستند قبول دارند.
۳- چه در مقام فكر و نظر و چه در مقام فعل و عمل به صرافت طبع خود التزام میورزند.
۴- در كار و زندگى، همّ و غمّشان معطوف به حلّ مسایل و رفع مشكلات است، نه اینكه خودمحور باشند.
۵- شوخطبعى فراوان دارند.
۶- میتوانند به زندگى نظر آفاقى (=عینى) داشته باشند.
۷- بسیار خلاّق و اهل ابتكار و نوآورىاند.
۸- نسبت به فرهنگآموزى و همرنگ دیگران شدن مقاومت میورزند امّا از صِرْفِ مخالفخوانى و خِلافِعُرْف بودن نیز لذّت نمیبرند، بلكه فقط دغدغۀ این دارند كه فهم و تشخیص خود را براى خاطر دیگران فراموش و فدا نكنند.
۹- دغدغۀ بهروزى و سعادت همۀ انسانها را دارند. ۱۰- میتوانند تجارب اساسى زندگى را عمیقاً درك كنند و قدر بگذارند.
۱۱- فقط با معدودى از انسانها مناسبات و روابط عمیقِ ارضاكننده برقرار میكنند. ۱۲- احساس اوجگیرى (Peak Experience) دارند، یعنى احوالى دارند كه در آنها احساس میكنند كه قید و بندهاى زمانى و مكانى از هم گسیختهاند و از میان برداشته شدهاند و خود به جذبه و حیرت و خشیت درافتادهاند. ۱۳- احساس نیاز شدید به خلوت و حریم خصوصى و تنها ماندن با خود دارند. ۱۴- گرایشهاى آزادمنشانه و خالى از جزم و جمود و تعقیب دارند. ۱۵- معیارهاى اخلاقى را به قوّت و شدّت تمام پاس میدارند و رعایت میكنند. ✍ مصطفی ملکیان