😳 توقع اوپوزیسیوننماها از
شاهزاده رضاپهلویدر پاسخ یکی از
کسانی که شاهزاده رضا پهلوی را رهبر خودخوانده نامیده بود و انتظار داشت ایشان برای شروع اعتراضات و تظاهرات مردمی، فرمانی صادر نماید؛ نوشتم:
آنطور که از صحبتهای جنابعالی فهمیدم؛ منظور جنابعالی این است که تنها رهبریای را قبول دارید که مانند سال ۵٧ و رهبری خمینی گجستک، هم کاریزماتیک باشد و هم بتواند مردم را به خیابانها بکشاند!
اما جنابعالی خوب میدانید که شرایط امروزهی ایران بسیار متفاوت از شرایط سال ۵٧ است:
1⃣ در آن زمان تظاهرات مردم با خشونت سرکوب نمیشد*! به همین جهت مردم بدون نیاز به فرمان رهبر، بطور خودجوش و بدون واهمه تظاهرات را ساماندهی میکردند! اما اکنون؛ کافیست کسی فرمان دهد مردم فلان کار را بکنند (بقول فرمایش شما امشب که دیره، ولی فردا صبح بروید فلان مرکز را تصرف کنید)، آنوقت از دو حال خارج نیست: یا مردم به این فرمان توجهی نمیکنند و بهانه بدست مخالفین میدهند که رهبری این بابا را ببینید؛ یا مردم فرمان را اجرا میکنند و بشدت توسط حکومت اسلامی سرکوب میشوند که بازهم بهانهی بالای گود نشسته و میگه لنگش کن دست مخالفان میدهد!
2⃣ در آن زمان خمینی گجستک، با سوءاستفاده از احساسات مذهبی مردم، فقط حرف میزد و مردم را تحریک میکرد، بدون اینکه هیچ برنامهی مشخصی برای ادارهی کشور پس از سقوط شاه داشته باشد و یا ارائه دهد، که نتیجهی این عملکرد بعد از ۴٧ سال مملکت را به این روز انداخته است. در حالی که امروزه مردم، با توجه به تجربهی گذشته، بدنبال کسی یا گروهی هستند که طرح و برنامهای برای ادارهی کشور پس از براندازی حکومت جهل و جنون و جنایت اسلامی، داشته باشد.
3⃣ مردمِ آن زمان (البته با تحریک و حُقنهی آخوندها) میدانستند که چه نمیخواهند، ولی نمیدانستند که چه میخواهند! بهمین جهت برای ساقط کردن شاه به رهبر نیاز داشتند، که خمینی گجستک برای هفت پشتشان هم کافی بود! اما امروزه به برکت اینترنت و شبکههای اجتماعی، مردم هم میدانند که چه نمیخواهند و هم میدانند چه میخواهند! و برای تحقق این دو خواسته، نیاز به رهبری (نه الزاما یک شخص، که یک گروه، حزب و یا سازمان) هست که طرح و برنامهای برای تحقق خواستههای مردم داشته باشد.
4⃣ در آن زمان، شخصی به نام خمینی پیدا شد که بقول جنابعالی کاریزما هم بود! (بگذریم از شرایط و اشخاص و کشورهایی که در ایجاد این وجههی کاریزماتیکِ او نقش داشتند). امروزه اما، به دلایل فراوان، از جمله عملکرد تفرقهافکنانهی حکومت اسلامی، مانع از پیدایی یک رهبری کاریزماتیک شده است. در این شرایط (باز هم به قول شما)، راهش این است که شورای رهبری یا شورای انقلاب یا دولت موقت تشکیل شود. بسیار خب! گروههای مختلف اوپوزیسیون از جمهوریخواه گرفته تا مشروطهخواه و گروههای چپ و غیره، ۴٧ سال فرصت داشتند برای تشکیل اینهایی که مورد نظر شماست! چه گامهای عملی در این راه برداشتهاند؟ مردم ایران چه مدت دیگر باید صبر کنند برای تشکیل چنین شواراهایی؟
آیا ما حق داریم چنین اوپوزیسیونهایی را
اوپوزیسیوننما بخوانیم؟!!
ایمان علیپور
١١ امرداد ١۴٠۴
-_-
* ر. ک. به گزارش عمادالدین باقی