پیرمرد اول: «خداوندا خدایی که تصمیمات مقدس و خوب و اعمال عادلانه همه از توست، به خدمتگزارانت صلح و آرامشی را اعطا کن که دنیا نمیتواند به آنها بدهد، باشد که دل ما از فرمان های تو تبعیت کند و ما، رها از بیم دشمن، در پناه تو دوران آرامی را از سر بگذرانیم.»
فکرش رو بکن، ما زمان جنگ یک کشیش داشتیم که به ما می گفت تا میتونیم دشمن بکُشیم. این حرف از دهان یک کشیش در می آمد! یکی از همقطارهای من به کشیش گفت، مسیحی است و وظیفه دارد از ده فرمان خدا تبعیت کند. برگشت به کشیش گفت: فرمان پنجم را شنیدهاید؟ قتل مکن! من از آن موقع دیگر به این رداپوش ها اعتقاد ندارم ...
کتاب: وقت رفتن
#یوزف_وینکلر
ترجمه: علی اصغر حدا
@designmanufacturing