✳️ مذاکره موفق ۱. اصول تبادل امتیاز در مذاکره
لیگ تامپسون در کتاب خود به نام «۵۳ اصل مذاکره» مینویسد:
تبادل امتیاز، یکی از مراحل مهم در فرایند مذاکره است که در آن طرفین مذاکره تلاش میکنند با دادن و گرفتن امتیاز، به نتیجهای دست یابند که تا حد امکان، خواستهها و منافع دو طرف را تأمین میکند.
🔺برای موفقیت در تبادل امتیاز باید به این چهار اصل دقت کنیم:
▪︎اصل کیک متغیر:
مذاکرهکنندگان حرفهای قبل از شروع فرایند تبادل امتیاز، به این موضوع فکر میکنند که آیا میتوانند منافع موجود در مذاکره یا اصطلاحا کیک مذاکره را بزرگتر کنند تا خود به خود سهم هر یک از طرفین از مذاکره افزایش یابد؟
▪︎اصل انعطافپذیری:
در تبادل امتیاز، هنری لازم است که میتوان آن را انعطافپذیری در عین محکم بودن نامید. به این معنا که مذاکرهکننده باید در مورد موضوعاتی که برایش مهم است، محکم باشد، اما در عین حال، در برابر موضوعاتی که برای وی از اهمیت کمتری برخوردار است، از خود انعطافپذیری نشان بدهد.
▪︎اصل مذاکره همزمان روی تمام موضوعات.
تبادل امتیاز زمانی معنا دارد که روی بیش از یک موضوع مذاکره کنیم چون وقتی تنها یک موضوع مطرح است، مثلا قیمت، بده-بستان معنی پیدا نمیکند. به همین دلیل، باید موضوع اصلی مذاکره را از جنبههای گوناگون بررسی و درباره آنها به صورت همزمان مذاکره کنیم.
▪︎اصل بده-بستان.
اصولا تبادل امتیاز بر اساس مفهوم بده-بستان شکل گرفته است به این معنا که باید امتیازی به طرف مقابل بدهیم و در مقابل، امتیازی از او بگیریم. نکته مهم این که باید حواسمان را جمع کنیم امتیازی که به طرف مقابل میدهیم، همتراز امتیازی باشد که از او میگیریم. به بیان دیگر، نباید امتیاز مهمی به طرف مقابل بدهیم، ولی در مقابل، امتیاز کمارزشی از او بگیریم.
۲.چهار منبع قدرت برای حاضر شدن پای میز مذاکره
🔺هدف اصلی یک مذاکرهکننده پشت میز مذاکره این است که به بهترین نتیجه ممکن برسد. این نتیجه میتواند حقوق بالاتر، قطعات جانبی بیشتر هنگام خرید یک خودرو یا تملک یک شرکت با قیمتی پایینتر از معمول باشد.
▪︎صرفنظر از اینکه فرد در مورد چه چیزی مذاکره میکند، مهمترین عامل پیشبینیکننده نتیجه مذاکره، میزان قدرتی است که یک نفر دارد. این قدرت به دو روش اساسیتر میتواند به نفع مذاکرهکنندگان باشد:
▪︎قدرت افراد را به مذاکرهکنندگانی جسور و با اعتماد به نفس تبدیل میکند.
▪︎قدرت از فرد مذاکرهکننده در برابر تاکتیکهای طرف مقابل حفاظت میکند. افرادی که قدرت بیشتری دارند، کمتر با عقاید دیگران همراه میشوند.
▪︎با توجه به مزیتهای متعدد قدرت داشتن در یک مذاکره، بسیار مهم است که بدانیم چطور این مزیتها را به دست آوریم. در اینجا چهار منبع مهم قدرت در مذاکره شناسایی و معرفی میشوند:
▪︎منبع قدرت اول: پیشنهاد جایگزین.
داشتن گزینههای دوم و سوم و... یا داشتن بهترین گزینه در یک توافق مورد مذاکره، شاید مهمترین منبع قدرت باشد. یک پیشنهاد جایگزین ارزشمند، به کسی که آن را مطرح کرده قدرت میدهد که طرف مقابل را تحت فشار بگذارد.
▪︎منبع قدرت دوم: اطلاعات.
دومین منبع قدرت از اطلاعاتی نشات میگیرد که به مذاکره ربط پیدا میکند. به عنوان مثال، داشتن اطلاعات در مورد اولویتهای طرف مقابل یا قیمت کلام آخر او، بسیار ارزشمند است. مذاکرهکنندهها به روشهای مختلفی مانند سوال پیچ کردن طرف مقابل یا قرار دادن خود جای طرف مقابل و ادراک اولویتهای او میتوانند اطلاعات به دست آورند.
▪︎منبع قدرت سوم: جایگاه.
افراد با جایگاه بالا و پایین با هم فرق دارند و تقاضاهای گروه اول معمولا بیشتر اجابت میشود. همچنین مذاکرهکنندگانی که جایگاه بالا دارند معمولا شایستهتر به چشم میآیند و افرادی که در تیم مذاکره حضور دارند، بیشتر به سمت آنها متمایل هستند.
▪︎منبع قدرت چهارم: سرمایه اجتماعی.
هر چقدر یک مذاکرهکننده ارتباطات اجتماعی یا حرفهای بیشتری داشته باشد، از نظر دیگران بانفوذتر است. سرمایه اجتماعی به عنوان تسهیلگری برای سه منبع قدرت دیگر هم کاربرد دارد. به عنوان مثال، مذاکرهکنندگانی که شبکه اجتماعی بزرگی دارند، از شانس بیشتری برای ارائه پیشنهادهای جایگزین، گرفتن اطلاعات ارزشمند و دیده شدن به عنوان پیششرط جایگاه بالا، برخوردارند.
▪︎در اختیار داشتن هر چهار منبع قدرت، بهترین حالت است، اما همیشه ضروری نیست. به عنوان مثال، مذاکرهکنندهای که پیشنهاد جایگزین مهمی ندارد، همچنان میتواند با تکیه بر اطلاعاتی که از طرف مقابل دارد یا به کمک جایگاه ویژه خود، به دستاوردی سودمند برسد.